کارشناسی ارشد حسابداری، موسسه آموزش عالی خرد، بوشهر، ایران.
چکیده
هدف اصلی این پژوهش نقش افق زمانی ذینفعان شهری در تصمیمات تأمین مالی بدهی شهرداریها است. هدف شناسایی مکانیسمهای کلیدی، جهتگیریهای سیاستی ناشی از اختلاف افقهای زمانی، و خلأهای پژوهشی موجود در ادبیات فارسی و بینالمللی است. روششناسی مبتنی بر بازنگری نظاممند متون کتابخانهای است؛ منابع فارسی و انگلیسی مرتبط با مدیریت مالی شهری، اقتصاد سیاسی محلی، نظریه نمایندگی و بودجهبندی بیننسلی مورد جستجو و تحلیل قرار گرفتند. تحلیل مفهومیِ شواهد تجربی و مطالعات موردی، دستهبندی اثرات مستقیم و میانجیگریکنندهی افق زمانی بر نوع و ساختار بدهی شهری (مدتدار، کوتاهمدت/بلندمدت، اوراق پروژهای، ابزارهای مبتنی بر درآمد آینده و تعهدات مشروط) را هدف گرفت. یافتهها نشان میدهند که اختلاف در افق زمانی ذینفعان نقش تعیینکنندهای در ویژگیهای تصمیمهای بدهی دارد: افقهای کوتاهمدت (مثلاً فشارهای انتخاباتی مدیران منتخب یا تقاضای شهروندی برای نتایج سریع) معمولاً به گرایش به بدهیهای کوتاهمدت، استفاده از ابزارهای تسویهپذیر سریع، افزایش ریسک بازپرداخت و بهکارگیری سازوکارهای حسابداری خلاقانه منجر میشود؛ در حالی که افقهای بلندمدت (نظیر دید فنی مدیران شهری یا سرمایهگذاران نهادی) گرایش به سرمایهگذاری زیرساختی مبتنی بر بدهیهای بلندمدت، برنامهریزی خدمترسانی پایدار و در نظر گرفتن هزینههای میاننسلی را تقویت میکنند. عوامل ساختاری مانند چارچوبهای قانونی، قواعد مالیاتی و بودجهای، عمق بازار مالی محلی و شفافیت اطلاعاتی نقش تعدیلکننده دارند. نتایج کاربردی مقاله شامل پیشنهاداتی برای همسو کردن افقهای زمانی ذینفعان از طریق تقویت شفافیت و حسابرسی مستقل، وضع قواعد حداقلمدت و سقفهای بدهی، تقویت ظرفیت برنامهریزی بلندمدت در شهرداریها و بهکارگیری مکانیسمهای مشارکت شهروندی جهت کاهش فشارهای کوتاهمدت است. در پایان، خلأهای پژوهشی کلیدی—از جمله نیاز به تحلیلهای پانل شهری-بینالمللی، مطالعات تجربی میدانی دربارهی رفتار رأیدهندگان و مدیران شهری، و بررسی تأثیر ابزارهای نوین مالی (اوراق سبز، قراردادهای مبتنی بر درآمد آینده)—شناسایی و جهتگیری پژوهشهای آتی پیشنهاد شدهاند.