دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی سلامت، واحد تنکابن، دانشگاه آزاد اسلامی، تنکابن، ایران.
چکیده
روانشناسی مثبتگرا در محیط کار یک رویکرد نوین است که با تأکید بر ارزشهای مثبت، معنای زندگی شغلی، و تعاملات سازنده، به بهبود عملکرد سازمانی و رضایت کارکنان میپردازد. این رویکرد، با استفاده از یک ترکیب از اصول مدیریت و روانشناسی، به ایجاد محیط کاری پویا، هماهنگ و حمایتطلبانه کمک میکند. تمرکز بر نقاط قوت فردی، ایجاد تعادل بین کار و زندگی شخصی، مدیریت استرس، و تشویق به خلاقیت و ابداع، از جمله عناصر اصلی این رویکرد است. هدف از روانشناسی مثبتگرا، دستیابی به یک محیط کاری که در آن کارکنان به صورت موثرتر مشارکت کنند، انگیزه بیشتری داشته باشند و به دنبال موفقیتهای مشترک سازمان و خود باشند. این رویکرد نه تنها به بهبود عملکرد سازمانی کمک میکند، بلکه به ایجاد یک فرهنگ سازمانی مبنی بر شادی، رضایت و پیشرفت پایدار نیز میپردازد.این مقاله بر پتانسیل روانشناسی مثبتگرا برای دگرگونی محیطهای سازمانی با تقویت بهزیستی کارکنان و بهبود عملکرد کلی تأکید دارد. با این حال، این مرور همچنین نیاز به پژوهشهای بیشتر برای پرداختن به چالشهای شناساییشده را مورد تأکید قرار میدهد. نویسنده خواستار رویکردهای میانرشتهای، مطالعات طولی بیشتر و توسعه چارچوبهای نظری قویتر برای درک و اجرای بهتر روانشناسی مثبتگرا در محیط کار است. با پرداختن به این شکافها، پژوهشهای آینده میتوانند از روانشناسی مثبتگرا برای ایجاد محیطهای سازمانی سالمتر و مولدتر استفاده کنند.
فخاری,حدیثه . (1403). تلفیق روانشناسی مثبتگرا و اصول مدیریت با رویکرد ارتقای بهرهوری و رفاه در محیط کار. چشم انداز حسابداری و مدیریت, 7(99), 109-115.
MLA
فخاری,حدیثه . "تلفیق روانشناسی مثبتگرا و اصول مدیریت با رویکرد ارتقای بهرهوری و رفاه در محیط کار", چشم انداز حسابداری و مدیریت, 7, 99, 1403, 109-115.
HARVARD
فخاری حدیثه. (1403). 'تلفیق روانشناسی مثبتگرا و اصول مدیریت با رویکرد ارتقای بهرهوری و رفاه در محیط کار', چشم انداز حسابداری و مدیریت, 7(99), pp. 109-115.
CHICAGO
حدیثه فخاری, "تلفیق روانشناسی مثبتگرا و اصول مدیریت با رویکرد ارتقای بهرهوری و رفاه در محیط کار," چشم انداز حسابداری و مدیریت, 7 99 (1403): 109-115,
VANCOUVER
فخاری حدیثه. تلفیق روانشناسی مثبتگرا و اصول مدیریت با رویکرد ارتقای بهرهوری و رفاه در محیط کار. چشم انداز حسابداری و مدیریت, 1403; 7(99): 109-115.