1
دانشجوی کارشناسی ارشد حسابداری، موسسه آموزش عالی کار، قزوین، ایران.
2
استادیار گروه حسابداری، موسسه آموزش عالی کار، قزوین، ایران.
چکیده
هدف از این تحقیق بررسی تأثیر تخصص مالی مدیرعامل بر عملکرد مالی و کارایی سرمایهگذاری شرکتها است. با افزایش تخصص مالی مدیرعامل، انتظار میرود که توانایی مدیرعامل در تحلیل و تصمیمگیریهای مالی بهبود یابد که میتواند منجر به افزایش عملکرد مالی و بهبود کارایی سرمایهگذاری شود. ماهیت پژوهش حاضر از نوع کمی و در گروه پژوهشهای اثباتگرایی است؛ زیرا مفاهیم مورد بررسی بهشکل عینی در دنیای خارجی وجود دارد و پژوهشگر و واقعیت موضوع، استقلال کاملی نسبت به هم دارند. از آنجا که روش این پژوهش مبتنی بر تشریح ارتباطات واقعی بین دادههای موجود است (توصیف آنچه هست) که در قالب مدل ارائه میشود، پژوهش در حیطه پژوهشهای توصیفی بهشمار میآید. در این پژوهش بهمنظور بررسی و تحلیل فرضیهها، دادههای مربوط به 181 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 1396 تا 1401 استخراج و از مدلهای رگرسیونی دادههای ترکیبی با رویکرد گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) و نرم افزار استاتا نسخه17 برای آزمون فرضیهها و از مدل بیدل (2009) برای اندازه گیری کارایی سرمایه گذاری استفاده شده است. همچنین عملکرد مالی از طریق بازده دارایی ها اندازه گیری شده است. تخصص مالی مدیرعامل به طور قابل توجهی منجر به افزایش بازده داراییها و بهبود کارایی سرمایهگذاری در شرکتها میشود. این نتایج با مبانی نظری موجود در حوزه مالی تطابق دارد، که بر اهمیت دانش و تخصص مالی مدیران در ارتقاء عملکرد مالی و بهرهوری سرمایهگذاری تأکید دارد. به طور کلی، میتوان نتیجه گرفت که تخصص مالی مدیرعامل نه تنها به تصمیمگیریهای مالی مؤثرتر منجر میشود، بلکه میتواند بهبود کلی در عملکرد مالی و استفاده بهینه از منابع سرمایهای را به دنبال داشته باشد.