<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>چشم انداز حسابداری و مدیریت</title>
    <link>https://www.jamv.ir/</link>
    <description>چشم انداز حسابداری و مدیریت</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Thu, 23 Jul 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Thu, 23 Jul 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تاثیر خودشیفتگی مدیران بر ارتباط بین مفاهیم حسابداری (سطح راهبری شرکتی، کیفیت حسابرسی) و خوانایی گزارشگری مالی</title>
      <link>https://www.jamv.ir/article_250520.html</link>
      <description>در این مقاله به بررسی تاثیر خودشیفتگی مدیران بر ارتباط بین مفاهیم حسابداری (سطح راهبری شرکتی، کیفیت حسابرسی) و خوانایی گزارشگری مالی پرداخته ایم. این تحقیق از جنبه هدف، از نوع تحقیقات کاربردی به شمار می رود همچنین از بعد نحوه استنباط در خصوص فرضیه های پژوهش، در گروه تحقیقات توصیفی- همبستگی قرار می گیرد. برای انجام این تحقیق 2 فرضیه گردآوری شده و 170 شرکت از طریق نمونه گیری فرمول کوکران برای دوره زمانی 10 ساله بین 1394 تا 1403 انتخاب گردیدند. داده های مربوط به متغیرهای تحقیق بعد از گردآوری در نرم افزار اکسل با استفاده از نرم افزار آماری ایویوز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. پس از آزمون فرضیه ها مشخص گردید که خودشیفتگی مدیران بر ارتباط بین سطح راهبری شرکتی و خوانایی گزارشگری مالی تاثیر داشته و همچنین خودشیفتگی مدیران بر ارتباط بین کیفیت حسابرسی و خوانایی گزارشگری مالی تاثیر دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر هوش مصنوعی بر کیفیت اطلاعات بودجه‌ریزی: تحلیل نقش تعدیل‌گر بلوغ دیجیتال از منظر حسابداری مدیریت</title>
      <link>https://www.jamv.ir/article_250522.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر به‌کارگیری هوش مصنوعی بر کیفیت اطلاعات بودجه‌ریزی و تحلیل نقش تعدیل‌گر بلوغ دیجیتال در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی-همبستگی با رویکرد ترکیبی کمی-کیفی متوالی است. داده‌های مالی ۲۵ شرکت در بازه زمانی ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ (معادل ۱۲۵ مشاهده شرکت-سال) از صورت‌های مالی حسابرسی‌شده استخراج و با داده‌های حاصل از پرسشنامه سنجش بلوغ دیجیتال تلفیق شد. برای آزمون فرضیه‌ها از مدل‌های رگرسیون چندگانه با داده‌های تابلویی متوازن استفاده گردید. نتایج نشان داد که برخلاف بخشی از یافته‌های پیشین، به‌کارگیری هوش مصنوعی اثر معناداری بر کیفیت اطلاعات بودجه‌ریزی ندارد (&amp;amp;beta; = ۰٫۱۰۵۱، Prob = ۰٫۴۵۶). همچنین، بلوغ دیجیتال نتوانست رابطه میان هوش مصنوعی و کیفیت اطلاعات بودجه‌ریزی را به‌طور معناداری تعدیل کند (&amp;amp;beta; = ۰٫۰۰۸۹، Prob = ۰٫۸۷۶). این یافته‌ها بیانگر آن است که ورود هوش مصنوعی به فرایندهای بودجه‌ریزی، صرفاً از طریق سرمایه‌گذاری فناورانه، لزوماً به بهبود کیفیت اطلاعات منجر نمی‌شود. به نظر می‌رسد عواملی همچون کیفیت و یکپارچگی داده‌ها، هماهنگی سامانه‌های اطلاعاتی و برخورداری از نیروی انسانی دارای مهارت‌های دیجیتال، در اثربخشی واقعی این فناوری نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. از این منظر، نتایج پژوهش با پارادوکس بهره‌وری فناوری اطلاعات هم‌خوانی دارد و نشان می‌دهد که در مراحل ابتدایی پذیرش فناوری، ممکن است منافع مورد انتظار هوش مصنوعی به دلیل ضعف زیرساخت‌های سازمانی و عملیاتی به‌طور کامل محقق نشود. بنابراین، حرکت به سوی استفاده اثربخش از هوش مصنوعی در بودجه‌ریزی، نیازمند توجه هم‌زمان به توسعه زیرساخت‌های داده، یکپارچگی سامانه‌ها و ارتقای بلوغ دیجیتال سازمان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رابطه سطح مسئولیت اجتماعی و پایداری مالی با نقش تعدیلی خوش‌بینی مدیریتی</title>
      <link>https://www.jamv.ir/article_250523.html</link>
      <description>پایداری مالی منجر به قابلیت پیش‌بینی سود آتی می‌شود. با استفاده از تئوری علامت‌دهی، شرکت‌ها از طریق پایداری مالی به فعالان بازار علامت می‌دهند، که این امر موجب شفافیت اطلاعاتی بیشتر می‌شود و بررسی علل مؤثر بر آن ظیر خوش‌بینی مدیریتی و سطح مسئولیت اجتماعی حائز اهمیت است. خوش‌بینی مدیریتی یک شمشیر دو لبه است: اگر با شفافیت اطلاعاتی و حاکمیت شرکتی قوی همراه باشد، می‌تواند رابطه سطح مسئولیت اجتماعی و پایداری مالی را در جهت رشد شرکت تقویت کند. اما در محیط‌های فاقد شفافیت، خوش‌بینیِ مدیران تنها منجر به هزینه‌های غیرضروری و کاهش تاب‌آوری مالی شرکت در برابر نوسانات اقتصادی می‌شود. بنابراین هدف این پژوهش بررسی رابطه سطح مسئولیت اجتماعی و پایداری مالی با نقش تعدیلی خوش‌بینی مدیریتی است. جامعه آماری پژوهش شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نمونه مورد مطالعه، شامل 165 شرکت پذیرفته شده طی سال‌های 1399 تا 1403 است. روش پژوهش توصیفی و از نظر ارتباط بین متغیرها علی-همبستگی است و از نظر هدف کاربردی و از لحاظ رویداد، پس‌رویدادی است. برای پردازش و آزمون فرضیه‌ها از روش رگرسیونی و داده‌های تابلویی و همچنین مدل اثرات ثابت استفاده شده است. فرضیه‌های پژوهش نشان داد که سطح مسئولیت اجتماعی با پایداری مالی رابطه مثبت و معنا‌داری دارد و با توجه به منفی بودن ضریب متغیر تعدیل‌گر (خوش‌بینی مدیریتی و سطح مسئولیت اجتماعی) می‌توان نتیجه گرفت خوش‌بینی مدیریتی بر رابطه بین سطح مسئولیت اجتماعی و پایداری مالی تأثیری معکوس و معناداری دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل حکمرانی بودجه‌ای مبتنی بر سیاست‌های سازمانی با رویکرد تماتیک‌آنالیز در شهرداری منطقه ۹ تهران</title>
      <link>https://www.jamv.ir/article_250524.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر طراحی مدل حکمرانی بودجه‌ای مبتنی بر سیاست‌های سازمانی در شهرداری منطقه ۹ تهران بود. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد توصیفی ـ اکتشافی است. مشارکت‌کنندگان پژوهش شامل ۱۶ نفر از مدیران، کارشناسان و خبرگان مرتبط با حوزه بودجه‌ریزی شهرداری منطقه ۹ بودند که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون، شبکه مضامین آتراید ـ استرلینگ و نرم‌افزار مکس‌کیودا تحلیل شدند. فرایند تحلیل در سه سطح مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر انجام شد. برای تأمین اعتمادپذیری یافته‌ها نیز از معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا شامل اعتبارپذیری، انتقال‌پذیری، وابستگی و تأییدپذیری استفاده گردید. نتایج تحلیل داده‌ها به شناسایی ۲۰ مضمون پایه و سه مضمون سازمان‌دهنده شامل &amp;amp;laquo;یکپارچه‌سازی برنامه، اطلاعات عملکرد و تخصیص منابع منطقه‌ای&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;توانمندسازی مشارکتی واحدهای اجرایی در اجرای بودجه عملکردی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;کنترل نتیجه‌محور و پاسخ‌گویی مالی ـ عملکردی فعالیت‌ها و پروژه‌های منطقه&amp;amp;raquo; منجر شد. از تلفیق این مضامین، مضمون فراگیر &amp;amp;laquo;حکمرانی بودجه‌ای یکپارچه، مشارکتی و نتیجه‌محور در شهرداری منطقه ۹ تهران&amp;amp;raquo; شکل گرفت. یافته‌ها نشان داد تهیه و تنظیم برنامه و زمان‌بندی اجرای بودجه عملکردی، بودجه‌بندی بر مبنای سطوح عملکرد مطلوب و پایش عملکرد و گزارش پیامدها، هر یک با میانگین ۴٫۹، در بالاترین سطح اولویت قرار دارند. پس از آن توانمندسازی مدیران با میانگین ۴٫۸، فراهم‌سازی آموزش‌های لازم با میانگین ۴٫۶، تعیین هزینه اجرای فعالیت‌ها با میانگین ۴٫۵، ایجاد سیستم اطلاعات و حسابداری قیمت تمام‌شده با میانگین ۴٫۴، بودجه پایه همراه با پاداش عملکردی با میانگین ۴٫۳، پیوند برنامه‌ریزی راهبردی با بودجه با میانگین ۴٫۲ و بهبود تخصیص منابع با میانگین ۴ قرار گرفتند. در مجموع تحقق حکمرانی بودجه‌ای در شهرداری منطقه ۹ مستلزم پیوند اهداف، منابع و نتایج، مشارکت آگاهانه واحدهای اجرایی و انتقال نظارت از کنترل هزینه‌ها به ارزیابی عملکرد و پیامدهاست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رابطه چرخش حسابرس و خوانایی گزارشگری مالی با حساسیت سرمایه‌گذاری جریان نقدی</title>
      <link>https://www.jamv.ir/article_250526.html</link>
      <description>بررسی هم‌زمان رابطه چرخش حسابرس و خوانایی گزارشگری مالی با حساسیت سرمایه‌گذاری-جریان نقدی از نظر نظری و عملی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا این سه متغیر به موضوع مشترکی یعنی کیفیت اطلاعات مالی، عدم تقارن اطلاعاتی و محدودیت‌های تأمین مالی مربوط می‌شوند. حساسیت بالای سرمایه‌گذاری به جریان‌های نقدی داخلی معمولاً بیانگر آن است که شرکت برای تأمین مالی پروژه‌های سرمایه‌گذاری خود، بیش از اندازه به منابع داخلی وابسته است و دسترسی محدودی به منابع مالی خارجی دارد. هدف این پژوهش بررسی رابطه چرخش حسابرس و خوانایی گزارشگری مالی با حساسیت سرمایه‌گذاری جریان نقدی است. جامعه آماری پژوهش شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نمونه مورد مطالعه، شامل 165 شرکت پذیرفته شده طی سال‌های 1399 تا 1403 است. روش پژوهش توصیفی و از نظر ارتباط بین متغیرها علی است و از نظر هدف کاربردی است. برای پردازش و آزمون فرضیه‌ها از روش رگرسیونی و داده‌های تابلویی و همچنین مدل اثرات ثابت استفاده شده است. نتایج به‌دست آمده حاصل از تجزیه‌وتحلیل فرضیه‌ نشان داد که چرخش حسابرس با حساسیت سرمایه‌گذاری جریان نقدی رابطه منفی و معناداری دارد و خوانایی گزارشگری مالی با حساسیت سرمایه‌گذاری جریان نقدی رابطه منفی و معناداری دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش هوش مصنوعی و بلاک‌چین در ارتقای شفافیت گزارشگری مالی: مروری بر چالش‌ها و فرصت‌ها</title>
      <link>https://www.jamv.ir/article_250728.html</link>
      <description>تحول دیجیتال در سال‌های اخیر به یکی از عوامل کلیدی در بازطراحی سیستم‌های حسابداری و گزارشگری مالی تبدیل شده است. این مطالعه با هدف بررسی نقش فناوری‌های نوین شامل هوش مصنوعی و بلاک‌چین در ارتقای شفافیت گزارشگری مالی، از روش مرور روایتی (Narrative Review) استفاده کرده است. داده‌های پژوهش از طریق بررسی مطالعات معتبر بین‌المللی استخراج و تحلیل محتوای کیفی بر روی آن‌ها انجام شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هوش مصنوعی از طریق الگوریتم‌های یادگیری ماشین، توانایی تحلیل حجم گسترده‌ای از داده‌های مالی را فراهم کرده و با شناسایی الگوهای غیرعادی و کشف تقلب، موجب افزایش دقت و قابلیت اتکای اطلاعات مالی می‌شود. همچنین این فناوری نقش مهمی در بهبود فرآیندهای حسابرسی و کاهش خطاهای انسانی ایفا می‌کند. در مقابل، بلاک‌چین با ایجاد ساختار غیرمتمرکز و ثبت غیرقابل تغییر تراکنش‌ها، امکان افزایش شفافیت، کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و بهبود قابلیت رهگیری داده‌های مالی را فراهم می‌سازد. نتایج همچنین نشان می‌دهد که هر دو فناوری، علاوه بر اثرات مستقل، در صورت همگرایی می‌توانند زمینه‌ساز ایجاد نسل جدیدی از سیستم‌های گزارشگری مالی هوشمند، بلادرنگ و شفاف باشند. با این حال، مطالعات موجود نشان می‌دهند که چالش‌هایی مانند کمبود زیرساخت‌های فناوری، مسائل استانداردسازی و پذیرش سازمانی همچنان مانع پیاده‌سازی کامل این فناوری‌ها در سیستم‌های حسابداری هستند. در مجموع، این پژوهش بر اهمیت نقش فناوری‌های نوین در تحول گزارشگری مالی تأکید کرده و پیشنهاد می‌کند مطالعات آینده به بررسی یکپارچه و تجربی تعامل هوش مصنوعی و بلاک‌چین در ارتقای کیفیت گزارشگری مالی بپردازند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب‌شناسی پیاده‌سازی حسابداری تورمی در محیط گزارشگری ایران</title>
      <link>https://www.jamv.ir/article_250729.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، آسیب‌شناسی پیاده‌سازی حسابداری تورمی در محیط گزارشگری مالی ایران و شناسایی الزامات استقرار مؤثر آن است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، کیفی و اکتشافی است. داده‌های پژوهش از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با 15 نفر از خبرگان حوزه حسابداری، گزارشگری مالی و بازار سرمایه در سال 1405 گردآوری شد و نمونه‌گیری تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل و اولویت‌بندی داده‌ها با استفاده از روش دلفی فازی و نرم‌افزار Excel 2016 انجام شد. یافته‌ها نشان داد که حسابداری تورمی با وجود ظرفیت بهبود کیفیت گزارشگری مالی و ارائه اطلاعات واقع‌بینانه‌تر در شرایط تورمی، در الگوی کنونی ایران از کارایی لازم برای پاسخگویی به نیازهای استفاده‌کنندگان برخوردار نیست. مهم‌ترین مانع اجرای آن، برتری هزینه‌های استقرار و اجرا نسبت به منافع حاصل از آن است. همچنین، نتایج دلفی فازی نشان داد که آموزش نیروی انسانی متخصص مهم‌ترین عامل موفقیت در پیاده‌سازی حسابداری تورمی است. پس از آن، توسعه تعاملات حرفه‌ای، اصلاح قوانین و مقررات، هماهنگی با نظام مالیاتی، تدوین استانداردهای شفاف و حمایت نهادی در اولویت قرار دارند. یافته‌ها بیانگر آن است که چالش‌های اجرای حسابداری تورمی علاوه بر جنبه‌های فنی، ریشه در عوامل نهادی، آموزشی و اقتصادی دارد. بنابراین، ایجاد زیرساخت‌های قانونی و حرفه‌ای، تقویت سرمایه انسانی و ارتقای تعاملات تخصصی می‌تواند زمینه استقرار موفق حسابداری تورمی، بهبود کیفیت اطلاعات مالی و افزایش کارایی نظام گزارشگری مالی در شرایط تورمی اقتصاد ایران را فراهم سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش تعدیلگری توانایی مدیریت بر رابطه بین نوسان بازده سهام و درماندگی مالی</title>
      <link>https://www.jamv.ir/article_250731.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تبیین تجربی رابطه میان نوسان بازده سهام و درماندگی مالی با تأکید بر نقش تعدیل‌گری توانایی مدیریت در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران تدوین شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش، شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده که با روش غربالگری سیستماتیک، تعداد ۱۴۷ شرکت در بازه زمانی ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۳ به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای اندازه‌گیری توانایی مدیریت از مدل دمرجیان و همکاران (2012) و برای سنجش درماندگی مالی از مدل تعدیل‌یافته آلتمن استفاده شد. آزمون فرضیه‌ها با استفاده از رگرسیون چندگانه داده‌های ترکیبی صورت گرفت. نتایج حاصل از آزمون فرضیه نخست نشان می‌دهد که میان نوسان بازده سهام و درماندگی مالی، رابطه‌ای مثبت و معنادار برقرار است؛ یافته‌ای که مؤید انعکاس ریسک‌های بنیادی و ضعف در پایداری مالی از طریق نوسانات بازار است. با این حال، نتایج آزمون فرضیه دوم حاکی از آن است که توانایی مدیریت در محیط بازار سرمایه ایران، قادر به تعدیل معنادار اثر نوسانات بازده سهام بر درماندگی مالی نیست. این یافته نشان می‌دهد که در بسترهای در حال توسعه، سلطه شوک‌های کلان اقتصادی، سیاست‌های پولی و ریسک‌های سیستماتیک، ظرفیت سپر حفاظتی توانایی مدیریت را در مواجهه با تلاطمات بازار تضعیف می‌سازد. در نتیجه اگرچه نوسان بازده سهام یک نشانگر هشداردهنده حیاتی برای شناسایی درماندگی مالی است، اما توانایی مدیریت به تنهایی راهکار جامعی برای خنثی‌سازی پیامدهای این ریسک در محیط پرنوسان اقتصاد ایران محسوب نمی‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش کنترل‌های داخلی در بهبود مدیریت ریسک مطالعه‌ای در شهرداری‌ها</title>
      <link>https://www.jamv.ir/article_252081.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی نقش کنترل‌های داخلی در بهبود مدیریت ریسک در شهرداری‌ها انجام شد. پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی و همبستگی، و از نظر روش اجرا پیمایشی با رویکرد کمی است. جامعه آماری شامل ۱۸۰ نفر از مدیران و کارکنان واحدهای مالی، بودجه، حسابرسی داخلی، نظارت و قراردادهای شهرداری منطقه ۱ تهران بود که با روش تصادفی طبقه‌ای، ۱۲۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته با طیف لیکرت پنج‌درجه‌ای بود. داده‌ها با نرم‌افزار SMART PLS نسخه ۴ و با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد بین کنترل‌های داخلی و مدیریت ریسک رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (&amp;amp;beta;=۰.۷۸۱, p&amp;amp;lt;0.001). مدل ساختاری نشان داد کنترل‌های داخلی ۶۱ درصد از تغییرات مدیریت ریسک را تبیین می‌کنند (R&amp;amp;sup2;=0.610). در میان ابعاد، فعالیت‌های کنترلی (&amp;amp;beta;=۰.۲۳۷)، ارزیابی ریسک (&amp;amp;beta;=۰.۲۱۴) و نظارت (&amp;amp;beta;=۰.۲۰۳) بیشترین اثر را بر مدیریت ریسک داشتند. این پژوهش شواهد تجربی جدیدی درباره رابطه کنترل داخلی و مدیریت ریسک در بافت شهرداری‌های ایران ارائه می‌دهد و چارچوب COSO را در سازمان‌های عمومی محلی اعتبارسنجی می‌کند. یافته‌ها برای مدیران شهرداری، واحدهای حسابرسی داخلی، و سیاست‌گذاران مدیریت شهری در طراحی نظام کنترل داخلی و مدیریت ریسک قابل استفاده است. ترکیب کنترل داخلی و مدیریت ریسک در بستر شهرداری‌ها با استفاده از شاخص‌های پیشرفته روان‌سنجی (AVE، HTMT، بارهای عاملی) و مدل‌سازی معادلات ساختاری با SMART PLS از نوآوری‌های این پژوهش است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش نصب دوربین های پایش تصویری و ترافیکی در ارتقا سطح مدیریت شهری و امنیت اجتماعی</title>
      <link>https://www.jamv.ir/article_252382.html</link>
      <description>در دنیای امروز، ترافیک یکی از چالش‌های اصلی شهرهای بزرگ است. برای مدیریت بهتر ترافیک و افزایش ایمنی رانندگی، استفاده از فناوری‌های نوین امری ضروری است. دوربین‌های مداربسته نقش مهمی در نظارت بر ترافیک و اجرای قوانین راهنمایی و رانندگی ایفا می‌کنند. با قابلیت‌های پیشرفته‌ای که این دوربین‌ها دارند، می‌توان تخلفات رانندگی را به صورت خودکار تشخیص داده و رانندگان متخلف را شناسایی کرد. پایش تصویری در شهرها و مناطق مسکونی به عنوان یک ابزار نوین و مؤثر در افزایش امنیت عمومی و کاهش جرایم شناخته می‌شود. به طور کلی، دوربین‌های مداربسته نقش حیاتی در برقراری امنیت و بهبود کیفیت زندگی در جامعه ایفا می‌کنند. این دوربین‌ها با ایجاد عامل بازدارنده، کمک به شناسایی و پیگیری جرایم، افزایش حس امنیت عمومی، مدیریت بهتر بحران‌ها، کنترل ترافیک و بهبود عملکرد نیروهای امنیتی، تأثیرات مثبت و چشمگیری در کاهش جرایم و افزایش امنیت دارند. همچنین، جمع‌آوری داده‌ها و تحلیل رفتارها، امکان برنامه‌ریزی دقیق‌تر برای مدیریت شهری و اتخاذ تدابیر پیشگیرانه را فراهم می‌آورد. بدین ترتیب، نصب و استفاده مناسب از دوربین‌های مداربسته می‌تواند به جامعه‌ای امن‌تر و پایدارتر منجر شود. در نهایت، هدف ما تبیین این نکته است که با برنامه‌ریزی صحیح و اجرای مؤثر، می‌توان به ارتقای کیفیت زندگی در شهرها و مناطق مسکونی دست یافت. این موضوع به ویژه در شرایط کنونی که شهرها به دنبال ایجاد محیطی امن‌تر و پیشرفته‌تر هستند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر بهبود فرآیندهای مالی شرکت‌های دولتی در ایران &amp;laquo; کاربرد ها، الزامات حکمرانی و نقشه راه استقرار مسئولانه &amp;raquo;</title>
      <link>https://www.jamv.ir/article_253413.html</link>
      <description>تحول دیجیتال در سال ‌های اخیر، هوش مصنوعی را از یک فناوری عمدتاً آزمایشگاهی به یکی از ابزارهای مؤثر در بازطراحی فرآیندهای سازمانی تبدیل کرده است. شرکت ‌های دولتی ایران، به دلیل هم ‌زمانی اهداف اقتصادی و عملیاتی با الزامات قانونی، حسابرسی، شفافیت، پاسخ‌ گویی و صیانت از منابع عمومی، محیطی متفاوت از بنگاه ‌های صرفاً خصوصی برای پذیرش این فناوری دارند. هدف این مقاله، بررسی ظرفیت هوش مصنوعی برای بهبود فرآیند های مالی شرکت‌ های دولتی ایران و ارائه چارچوبی عملی برای استقرار مسئولانه آن است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، مروری ـ تحلیلی است و بر گزارش ‌های معتبر بین ‌المللی، مطالعات علمی جدید در حسابداری و حسابرسی و منابع حرفه ‌ای و سیاستی ایران تکیه دارد. یافته‌ های تحلیلی نشان می‌دهد که بیشترین ظرفیت خلق ارزش در حوزه‌ هایی مانند پردازش هوشمند اسناد، اتوماسیون فرآیندهای تکراری، پیش‌بینی جریان نقدی، بودجه ‌ریزی و سناریو سازی، تحلیل بهای تمام ‌شده، مدیریت مطالبات و تعهدات، کشف ناهنجاری در معاملات، حسابرسی مبتنی بر داده، گزارشگری مدیریتی و تصمیم‌ سازی مالی قرار دارد. با این ‌حال، کیفیت و یکپارچگی داده، تعامل ‌پذیری سامانه‌ ها، امنیت سایبری، توضیح ‌پذیری مدل‌ ها، مسئولیت ‌پذیری، مهارت نیروی انسانی و نظارت انسانی، پیش ‌شرط‌ های اساسی تحقق این منافع هستند. نتیجه مقاله آن است که شرکت‌های دولتی نباید هوش مصنوعی را صرفاً به ‌عنوان یک نرم ‌افزار جدید خریداری کنند؛ بلکه باید آن را در چارچوب تحول مدیریت مالی و حکمرانی داده، با پروژه ‌های کوچک، قابل ‌اندازه‌گیری و کم ‌ریسک آغاز و پس از ارزیابی نتایج، به‌صورت مرحله ‌ای توسعه دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر نوآوری بر عملکرد تعدیل شده با استفاده از دارایی های فکری</title>
      <link>https://www.jamv.ir/article_254072.html</link>
      <description>در محیط رقابتی و پویای امروز، نوآوری به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد مزیت رقابتی پایدار و بهبود عملکرد سازمان‌ها شناخته می‌شود. با این حال، میزان اثرگذاری نوآوری بر عملکرد، به ظرفیت‌ها و منابع درونی شرکت، به‌ویژه دارایی‌های فکری، وابسته است. بر این اساس، تلاش شده است نقش نوآوری در بهبود عملکرد تعدیل‌شده شرکت‌ها و همچنین نقش تعدیل‌گر دارایی‌های فکری مورد بررسی قرار گیرد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده و با اعمال محدودیت‌ها و معیارهای مورد نظر، تعداد 175 شرکت طی دوره زمانی 1398 تا 1404 به‌عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند. برای آزمون فرضیه‌ها از داده‌های تابلویی و الگوهای رگرسیونی چندمتغیره استفاده شده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که نوآوری تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد تعدیل‌شده شرکت‌ها دارد. همچنین دارایی‌های فکری از طریق ابعاد مختلف خود، شامل کارایی سرمایه انسانی، کارایی سرمایه ساختاری و کارایی سرمایه فیزیکی، نقش تعدیل‌گر مثبت و معناداری در رابطه بین نوآوری و عملکرد تعدیل‌شده ایفا می‌کنند. به عبارت دیگر، هرچه شرکت‌ها از سطح بالاتری از دارایی‌های فکری برخوردار باشند، توان آن‌ها در تبدیل نوآوری به عملکرد برتر افزایش می‌یابد. در مجموع، نتایج این پژوهش بر اهمیت سرمایه‌گذاری هم‌زمان در نوآوری و دارایی‌های فکری تأکید دارد و نشان می‌دهد که تقویت زیرساخت‌های دانشی، انسانی و ساختاری می‌تواند اثربخشی نوآوری را در بهبود عملکرد شرکت‌ها افزایش دهد. یافته‌های این پژوهش می‌تواند برای مدیران، سرمایه‌گذاران و سیاست‌گذاران بازار سرمایه در جهت اتخاذ تصمیمات آگاهانه‌تر مفید واقع شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و ارزیابی یک سیستم امتیازدهی بنیادی چندعاملی برای انتخاب سهام در بازار سرمایه ایران</title>
      <link>https://www.jamv.ir/article_254073.html</link>
      <description>انتخاب سهام یکی از مهم‌ترین تصمیم‌های سرمایه‌گذاران در بازار سرمایه است و کیفیت آن تأثیر مستقیمی بر بازده و ریسک سرمایه‌گذاری دارد. با وجود جایگاه مهم تحلیل بنیادی، نبود یک چارچوب منسجم و بومی برای تبدیل اطلاعات مالی به معیارهای قابل مقایسه، یکی از چالش‌های اصلی سرمایه‌گذارن محسوب می‌شود. این پژوهش با هدف طراحی و ارزیابی &amp;amp;laquo;سیستم سرمایه‌گذاری بنیادی (Fundamental Investing System: FIS)&amp;amp;raquo;، یک سیستم امتیازدهی چندعاملی، انجام شده است تا انتخاب سهام را به فرآیندی نظام‌مند وقابل ارزیابی تبدیل کند. سیستم FIS بر پایه ۱۱ متغیر بنیادی طراحی شده و شرکت‌ها را در مقیاس صفر تا ۱۰۰ رتبه‌بندی می‌کند. برای ارزیابی عملکرد، در خرداد ۱۴۰۲ تمامی شرکت‌های واجد شرایط بورس امتیازدهی شدند و ۳۰ شرکت برتر برای تشکیل یک سبد سرمایه‌گذاری انتخاب شدند. عملکرد این سبد طی دوره خرداد ۱۴۰۲ تا خرداد ۱۴۰۵ با راهبرد خرید و نگهداری و در مقایسه با شاخص کل بورس، نرخ ارز، صندوق‌های درآمد ثابت و نرخ تورم بررسی شد. نتایج نشان داد سبد مبتنی بر FIS بازده تجمعی ۴۲۷ درصدی کسب کرده که از شاخص کل بورس (۱۳۳ درصد)، نرخ ارز (۲۳۴ درصد)، صندوق‌های درآمد ثابت (۱۳۰ درصد) و نرخ تورم (۱۹۷ درصد) بیشتر است. همچنین، همبستگی قوی بین امتیاز بنیادی و بازده سه‌ساله سهام (ضریب همبستگی 0.8638 و ضریب تعیین 0.746) و مقادیر مناسب حداکثر افت موقت قیمت و حداکثر رشد موقت قیمت، توان بالای سیستم در پیش‌بینی عملکرد بلندمدت و انتخاب سهام با نسبت ریسک به بازده مطلوب را تایید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش های بانکداری اسلامی، قبل و بعد از جنگ های تحمیلی دوم و سوم (مطالعه موردی بانک سپه نخستین بانک ایرانی)</title>
      <link>https://www.jamv.ir/article_254074.html</link>
      <description>نظام بانکی ایران در طول چهار دهه اخیر، همواره در خط مقدم مقابله با تکانه‌های بیرونی ناشی از تحریم و جنگ قرار داشته است. دو مقطع حساس &amp;amp;laquo;جنگ ۱۲ روزه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;جنگ ۴۰ روزه&amp;amp;raquo; به‌عنوان نمونه‌هایی از درگیری‌های نیابتی مدرن، فشارهای بی‌سابقه‌ای بر زیرساخت‌های مالی و به‌ویژه قدیمی‌ترین بانک کشور( بانک سپه ) وارد آورده‌اند. این پژوهش با رویکرد مطالعه موردی تطبیقی، به‌دنبال شناسایی و تحلیل چالش‌های خاص بانکداری اسلامی در بانک سپه در شرایط قبل، حین و پس از این دو جنگ است. پژوهش از نوع کیفی-کمی با راهبرد مطالعه موردی تاریخی است. داده‌ها از طریق تحلیل اسناد آرشیوی بانک، صورت‌های مالی، گزارش‌های محرمانه داخلی و مصاحبه‌های عمیق با ۱۵ نفر از مدیران ارشد سابق بانک سپه گردآوری شده است. چارچوب تحلیل براساس مدل تطبیقی &amp;amp;laquo;تاب‌آوری مالی در شرایط بحران&amp;amp;raquo; (FRCM) انجام شده است. یافته‌ها در قالب جدول‌های تطبیقی نشان می‌دهد که در &amp;amp;laquo;جنگ ۴۰ روزه&amp;amp;raquo;، میانگین افت ارزش ریالی دارایی‌ها ۲.۷ برابر و نرخ خروج سپرده‌ها ۴.۱ برابر بیشتر از &amp;amp;laquo;جنگ ۱۲ روزه&amp;amp;raquo; بوده است. با این حال، چالش‌های امنیت سایبری در جنگ ۱۲ روزه ۶۰% شدیدتر گزارش شده است. همچنین، نقش شعبه‌های مرزی بانک سپه در تأمین نقدینگی جبهه‌ها در هر دو جنگ به‌عنوان یک مزیت استراتژیک و هم‌زمان یک نقطه آسیب‌پذیر شناسایی شد. بانک سپه در گذار از جنگ کلاسیک به جنگ‌های نیابتی، از چالش‌های لجستیک-میدانی به سمت چالش‌های سایبری-اعتباری حرکت کرده است. اصلی‌ترین چالش‌ها در هر دو مقطع، حفظ نقدینگی، دور زدن تحریم‌های آنی و مدیریت اعتماد مشتریان بوده است. ایجاد سپر سایبری بانکی و صندوق بیمه سپرده جنگی به‌عنوان راهکارهای سیاستی پیشنهاد می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش حسابداری مدیریت استراتژیک در بهینه‌سازی زنجیره تأمین و مدیریت هزینه‌های پنهان در شرکت‌های دولتی</title>
      <link>https://www.jamv.ir/article_254075.html</link>
      <description>حسابداری مدیریت استراتژیک (SMA) به‌عنوان پلی میان استراتژی، تصمیم‌گیری و کنترل عملیاتی، توانایی ارتقای شفافیت هزینه‌ای، هماهنگی بین واحدها و بهینه‌سازی زنجیره تأمین را در سازمان‌های بزرگ دارد. در شرکت‌های دولتی، به‌دلیل پیچیدگی زنجیره‌های تأمین عمومی، فشارهای سیاسی-اجتماعی و الزامات پاسخگویی، هزینه‌های پنهان (مانند هزینه‌های ناهماهنگی، اتلاف ظرفیت، دوباره‌کاری، تأخیر در تدارکات و هزینه‌های مبادله‌ای) می‌تواند به‌طور سیستماتیک عملکرد را تضعیف کند. این پژوهش با هدف تحلیل نقش SMA در بهینه‌سازی زنجیره تأمین و مدیریت هزینه‌های پنهان در شرکت‌های دولتی، با رویکرد ترکیبی (کیفی-کمّی) و در سطح دکتری طراحی شده است. بخش کمّی پژوهش، مبتنی بر پیمایشی با ۲۸۶ پرسشنامه قابل‌استفاده (از جامعه فرضی ۲۱۰۰ نفری در شرکت‌های دولتی و نهادهای عمومی) و با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) است؛ بخش کیفی شامل تحلیل محتوا و دو دور دلفی با ۱۶ خبره (مدیران مالی، تدارکات و اساتید حسابداری مدیریت) می‌باشد. یافته‌های فرضی نشان می‌دهد که ابعاد SMA (هزینه‌یابی استراتژیک، تحلیل زنجیره ارزش، امتیازدهی متوازن و هزینه‌یابی بر مبنای فعالیت) با کاهش هزینه‌های پنهان و بهینه‌سازی زنجیره تأمین رابطه مثبت و معنادار دارند (ضرایب مسیر فرضی بین ۰/۳۲ تا ۰/۴۷، p &amp;amp;lt; ۰/۰۱). همچنین یکپارچگی اطلاعاتی و بلوغ سیستم‌های کنترل مدیریت، نقش میانجی معناداری در تبدیل SMA به نتایج عملیاتی ایفا می‌کنند (اثر غیرمستقیم فرضی = ۰/۲۱، p &amp;amp;lt; ۰/۰۵). در بخش کیفی، هشت دسته هزینه پنهان (ناکارآمدی تدارکات، اتلاف موجودی، هزینه‌های انتظار/تأخیر، دوباره‌کاری فرآیندی، ناهماهنگی بین‌واحدها، هزینه‌های مبادله‌ای، ریسک‌های تأمین و هزینه‌های فرصت از دست‌رفته) به‌عنوان کانون‌های مداخله SMA شناسایی شدند. نتیجه کلیدی: SMA در شرکت‌های دولتی، زمانی بیشترین اثر را دارد که با یکپارچگی اطلاعاتی، نظام کنترل مدیریت و حاکمیت داده هم‌سو شود؛ در غیر این صورت، اثر آن به &amp;amp;laquo;گزارش‌های داخلی بدون اقدام&amp;amp;raquo; محدود می‌ماند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر سیستم کنترل حسابداری مدیریت و حاکمیت ریسک بر تاب‌آوری سازمانی در سازمان‌های بخش دولتی (مورد مطالعه: شهرداری‌های شهر تهران)</title>
      <link>https://www.jamv.ir/article_254076.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، بررسی تاثیر سیستم کنترل حسابداری مدیریت و حاکمیت ریسک بر تاب‌آوری سازمانی در سازمان‌های بخش دولتی (مورد مطالعه: شهرداری‌های شهر تهران) می&amp;amp;lrm;باشد. روش پژوهش در این تحقیق از نوع توصیفی- پیمایشی از شاخه میدانی و از لحاظ ماهیت کاربردی و از نظر زمان مقطعی است. جامعه آماری پژوهش شامل جامعه آماری پژوهش شامل 280 نفر از رئیس حسابداری، کارشناس حسابداری، مدیرمالی و کارشناس در حوزه مالی در شهرداری‌های شهر تهران می‌باشد که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 162 نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند که این تعداد به پرسشنامه پژوهش پاسخ دادند. ابزار سنجش متغیرهای این پژوهش، پرسشنامه منبع سوال‌های پرسشنامه فاووو (2025) می‌باشد. به منظور تجزیه و تحلیل داده&amp;amp;lrm;ها و آزمون فرضیه &amp;amp;lrm;های پژوهش، از نرم افزار آماری SPSS و PLS استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که سیستم کنترل حسابداری مدیریت و حاکمیت ریسک بر تاب‌آوری سازمانی در شهرداری‌های شهر تهران تأثیر مثبت و معناداری دارد. برنامه‌ریزی مستمر، بودجه‌بندی انعطاف‌پذیر، کنترل داخلی، افزایش شبکه با ذینفعان خارجی، اندازه‌گیری عملکرد، نظارت، مدیریت ریسک، تصمیم‌گیری استراتژیک بر تاب‌آوری سازمانی در شهرداری‌های شهر تهران تأثیر مثبت و معناداری دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و اولویت‌بندی ریسک‌های مرتبط با تعمیرات پیشگیرانه (PM) در شرکت ورق خودرو چهارمحال و بختیاری</title>
      <link>https://www.jamv.ir/article_254077.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت‌بندی ریسک‌های مرتبط با تعمیرات پیشگیرانه (PM) در شرکت ورق خودرو چهارمحال و بختیاری با رویکردی نظام‌مند و کاربردی است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، آمیخته (کیفی-کمی) می‌باشد. جامعه آماری تحقیق شامل 25 نفر از مدیران، کارشناسان و خبرگان حوزه نگهداری و تعمیرات، تولید و بهره‌برداری شرکت ورق خودرو بود که از میان آنان 12 نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس میزان تخصص، سابقه کاری و آشنایی با فرآیندهای تعمیرات پیشگیرانه به‌عنوان اعضای پنل خبرگان انتخاب شدند. در بخش کیفی پژوهش، برای شناسایی، پالایش و نهایی‌سازی ریسک‌های مؤثر بر تعمیرات پیشگیرانه از تکنیک دلفی استفاده شد. در این مرحله، با بهره‌گیری از نظرات خبرگان و طی چند دور اجماع، مجموعه‌ای از ریسک‌های اولیه استخراج و سپس غربالگری شدند تا در نهایت 18 ریسک کلیدی در ابعاد انسانی، فنی، تأمینی، سازمانی و زیرساختی مورد تأیید قرار گیرد. این ریسک‌ها بیانگر مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر اثربخشی برنامه‌های PM در محیط صنعتی مورد مطالعه هستند. در بخش کمی پژوهش، به‌منظور تعیین وزن و اولویت نسبی ریسک‌های شناسایی‌شده، از روش SWARA استفاده شد. نتایج رتبه‌بندی نشان داد که کمبود نیروی انسانی ماهر و متخصص فنی، کیفیت پایین یا غیراستاندارد بودن قطعات یدکی مصرفی و تداخل زمان‌بندی برنامه‌های PM با برنامه‌های تولید به ترتیب مهم‌ترین ریسک‌های تعمیرات پیشگیرانه در شرکت ورق خودرو محسوب می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر عملکرد صنعت هتلداری</title>
      <link>https://www.jamv.ir/article_199001.html</link>
      <description>امروزه مسئولیت اجتماعی شرکت و مدیریت منابع انسانی سبز به عنوان دو مفهوم اساسی در ادبیات مدیریت به هم مرتبط شده‌اند. اگرچه تاکنون، تحقیقات متعددی در هر دو زمینه به طور موازی توسعه یافته است، اما، لازم است ارتباط بین هر دو مفهوم و تأثیر آنها بر عواید زیست‌محیطی و عملکرد شرکت‌ها به طور عمیق‌تری بررسی شود. ازینرو هدف مطالعه بررسی تاثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر عملکرد شرکت، با در نظر گرفتن میانجی‌گری احتمالی؛ مدیریت منابع انسانی سبز و عواید زیست‌محیطی در نظر گرفته شد. داده‌ها با استفاده از توزیع و تکمیل آنلاین 420 پرسشنامه‌ استاندارد هفت گزینه‌ایی لیکرت با 34 گویه در هتل‌های با بیش از 50 نیروی کار و سه ستاره و بالاتر در اصفهان جمع‌آوری و استفاده از روش معادلات ساختاری مبتنی بر واریانس(حداقل مربعات جزئی) مورد بررسی قرار گرفتند. مسئولیت اجتماعی شرکتی، تاثیر مستقیم و معنی‌داری بر عملکرد صنعت هتلداری اصفهان دارد. همچنین به صورت غیرمستقیم و با وجود دو متغیر میانجی مدیریت منابع انسانی سبز و عواید زیست‌محیطی، مسئولیت اجتماعی شرکتی بر عملکرد صنعت هتلداری اصفهان تاثیر مثبت و معنی‌داری دارد. بررسی و مقایسه آثار مستقیم و غیرمستقیم نشان می‌دهد که با وجود دو متغیر میانجی مدیریت منابع انسانی سبز و عواید زیست‌محیطی، تاثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر عملکرد از مقدار 321/0 به 128/0 کاهش پیدا می‌کند. سازمان‌ها از طریق بهبود مدیریت منابع انسانی سبز و عواید زیست‌محیطی به نیروی انسانی خود کمک می‌کند تا به نقش شرکت خود در حفاظت از محیط ‌زیست افتخار کنند که نه‌ تنها باعث تقویت تعهد نیروی انسانی نسبت به سازمان‌هایشان می‌شود بلکه می‌توانند با توسعۀ توانایی‌ها، انگیزه‌ها و فرصت‌هایی مانند جذب و انتخاب نیروهای انسانی علاقه‌مند به مسائل سبز به عواید زیست‌محیطی موفقی دست یابند. همچنین نتایج مطالعه کمک بسزایی به ادبیات مسئولیت اجتماعی شرکت و مدیریت منابع انسانی سبز و همچنین مشارکت عملی مدیران می‌کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
