بررسی تاثیر کیفیت حسابرسی بر مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی و مدیریت سود واقعی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی گروه حسابداری، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد حسابداری، موسسه آموزش عالی نور هدایت، شهرکرد، ایران

چکیده

هدف از این پژوهش بررسی تاثیر کیفیت حسابرسی بر مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی و مدیریت سود واقعی در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد. بدین منظور نمونه‌ای متشکل از 118 شرکت پذیرفته شده در بورس در بازه زمانی 1389 الی 1395مورد بررسی قرار گرفت. برای اندازه‌گیری کیفیت حسابرسی از چهار ویژگی دوره تصدی حسابرس، اندازه موسسه حسابرسی، تخصص حسابرس در صنعت و استقلال حسابرس استفاده شده است و جهت محاسبه مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی از مدل جونز تعدیل شده و همچنین برای محاسبه مدیریت سود واقعی از سه مولفه‌ جریان نقد عملیاتی غیرعادی، هزینه تولید غیرعادی و کاهش هزینه‌های اختیاری نیز استفاده شده است. آزمون فرضیه‌ها در این پژوهش با تحلیل رگرسیون چند متغیره مبتنی بر داده‌های تابلویی و روش تخمین حداقل مربعات تعمیم یافته انجام شده است. نتایج نشان می‌دهد که با افزایش کیفیت حسابرسی، مدیریت سود روند کاهشی دارد و استقلال حسابرس و اندازه موسسه حسابرسی در مقایسه با دیگر مولفه‌های اندازه‌گیری کیفیت حسابرسی، تاثیرگذارتر و دارای ارتباط منفی و معناداری به ترتیب با مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی و مدیریت سود واقعی می‌باشند.

کلیدواژه‌ها


مقدمه

مدیریت سود موضوع مهمی برای ذینفعان شرکت است. به ویژه هنگامی که سود به عنوان پیش بینی کننده کیفیت گزارشگری مالی محسوب می‌شود. از آن‌جا که تعهدات حسابداری در کیفیت گزارشگری مالی نقش اساسی دارند، با این‌حال این اقلام تعهدی می‌توانند به علت تعصب و دستکاری احتمالی مدیران به عنوان پیش‌بینی کننده‌ها‌ی غیر قابل اعتماد تبدیل شوند. کیفیت حسابرسی نقش مهمی در کاهش مدیریت سود دارد. بر اساس تئوری نمایندگی مکانیزم‌ها‌ی نظارت بر هماهنگی منافع سهام‌داران و مدیران و تضاد منافع و همچنین رفتارهای فرصت‌طلبانه بعدی را کاهش می‌دهد. کیفیت حسابرسی به عنوان یک مکانیزم نظارتی برای بازداری مدیران در دست‌کاری درآمد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است (جنسن[1]، 1976). اهمیت این پژوهش از این قرار است که اغلب مطالعات مربوط به کیفیت حسابرسی و مدیریت سود، بر مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی تاکید دارند. در پژوهش حاضر تاثیر کیفیت حسابرسی علاوه بر مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی، بر مدیریت سود واقعی هم بررسی می‌شود، همچنین تاثیر هر یک از ویژگی‌های کیفیت حسابرسی که عبارتند از تصدی، تخصص، اندازه و استقلال بر مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی و مدیریت سود واقعی به صورت جداگانه در نظرگرفته شده است. این پژوهش پیامدهای ضروری برای شرکت‌های پذیرفته شده در بورس و سازمان‌‌های مربوطه دارد که ممکن است نیاز باشد اصلاحاتی در کیفیت حسابرسی و دستورالعمل‌های مربوط به معیارهای انتخاب حسابرس داشته باشد. 

 

مبانی نظری پژوهش

هیلی و واهلن[2](1999) معتقدند مدیریت سودزمانی رخ می‌دهد که مدیر برای گزارشگری مالی از قضاوت شخصی خود استفاده کند، این‌کار را با هدف گمراه کردن برخی از سها‌م‌داران درباره عملکرد واقعی و یا برای تاثیر در قراردادهایی که به ارقام حسابداری گزارش شده بستگی دارند، انجام می‌دهند. رانن و یاری[3](2008) مدیریت سود را مجموعه‌ا‌ی از تصمیمات مدیریتی که باعث عدم گزارش واقعی‌ترین سودها در کوتا‌ه‌مدت‌ و حداکثر سازی سود می‌شود، تعریف می‌کنند. شرکت‌ها روش‌های مختلفی را می‌توانند برای مدیریت سودشان برگزینند که از جمله آن‌‌ها مدیریت سود بر مبنای اقلام تعهدی و مدیریت سود مبتنی بر اقلام واقعی است، مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی با هدف تحریف واقعیت عملکرد اقتصادی از طریق تغییر برآوردها یا رویه‌‌های حسابداری صورت می‌گیرد در حالی‌که مدیریت سود واقعی مبتنی بر دست‌کاری رخدادهای واقعی تحقق می‌یابد (رویچودری[4]، 2006).                                                                                                                                    

جداسازی مالکیت وکنترل با مشکلات عدم تقارن اطلاعات در میان سهام‌داران و مدیریت، نیاز به حسابرسان مستقل را ایجاد می‌کند. حسابرسان مستقل مسئول تایید اظهارات یک گزارش مالی مطابق با استانداردهای پذیرفته شده حسابداری، به صورت بی‌طرفانه هستند. تایید حسابرسان مستقل یکپارچگی صورت‌های مالی را افزایش می‌دهد زیرا اظهارات یک گزارش مالی نتایج عملیاتی شرکت را نشان می‌دهد.‌ به نظر می‌رسد هر چه کیفیت حسابرس و حسابرسی بالاتر باشد، کیفیت اطلاعات ارائه شده توسط شرکت‌ها نیز بالاتر خواهد بود. بنابراین انتظار می‌رود که شرکت‌های حسابرسی شده توسط موسسات بزرگ و متخصص در صنعت تمایل به ارائه سود‌‌‌های مربوط‌تر و با کیفیت بالاتری درصورت‌های مالی خود داشته باشند، در نتیجه کیفیت گزارشگری مالی افزایش خواهد یافت (فرانسیس وکریشنان[5]،1999). طبق تئوری نمایندگی مکانیزم‌های نظارتی منافع سهام‌داران و مدیران را منحرف می‌کند و هرگونه رفتار فرصت‌طلبانه را کاهش می‌دهد.

به عقیده جنسن (1976) حسابرس به منزله مکانیزم نظارتی است که می‌تواند منافع مدیر با سهام‌داران را به هم نزدیک کند و عاملی بازدارنده مدیران برای دستکاری سود می‌باشد. مطالعات متعددی به رابطه بین کیفیت بالای حسابرسی و ویژگی‌های حسابرس تاکید دارد. برخی از این ویژگی‌ها عبارتند از تصدی حسابرس، اندازه حسابرس، تخصص حسابرس، استقلال حسابرس. تردید حرفه‌ای حسابرس و رسیدگی‌های اضافی موجب کیفیت بالای حسابرسی می‌شود که این خود موجب کاهش احتمال دست‌کاری اطلاعات مالی را فراهم می‌کند و تحریف صورت‌های مالی را کاهش می‌دهد (بالسام و یانگ[6]،2003). پدیده تصدی حسابرس باعث مطرح شدن استدلال‌‌هایی از سوی مخالفان و موافقان این پدیده گردید. موافقان تصدی کمتر حسابرس، تاکیدشان برجنبه استقلال حسابرس است که ادعا می‌کنند در رابطه‌های طولانی‌مدت حسابرس با صاحبکار، استقلال حسابرس خدشه‌دار می‌‌شود ‌‌از سویی دیگر مخالفان تغییر حسابرس برضعف اطلاعاتی حسابرس در مدت‌ کوتاه تصدی‌ حسابرس تاکیدکرده و معتقدند چرخش اجباری باعث به‌وجود آمدن ضعف اطلاعاتی حسابرس در نتیجه افزایش عدم تقارن اطلاعات حسابرسی با صاحبکار و کیفیت گزارش حسابرس می‌‌شود (سجادی ودلفی،1390).

مایرز و امر[7](2003) دوره تصدی حسابرس را تعداد سال‌هایی که حسابرسان در شرکت صاحبکار حسابرس هستند تعیین می‌‌کنند، باتوجه به این تعریف ارتباط حسابرسان با صاحبکار هم می‌‌تواند شامل حسابرسانی باشد که دوره تصدی و مراقبت حرفه ای آنها مدت کوتاهی است و اطلاعات خاص مشتری را برای کیفیت بالاتر حسابرسی در اختیار ندارند و هم حسابرسانی که دوره تصدی آن‌ها‌ بیش از 4 سال است و شرکت‌هایی را با کیفیت گزارشگری مالی بالا حسابرسی می‌کنند تا کیفیت حسابرسی را بالا ببرند. حسابرسی که مدت زمان بیشتری با صاحبکار خود قرارداد داشته باشد، باعث خواهد شد که شناخت بیشتری نسبت به صاحبکار پیدا کرده و تخصص او در صنعت خاص افزایش ‌‌یابد (گوش و مون، 2005). ازدیدگاه الزوبی[8] (2017)، شرکت‌های حسابرسی بزرگتر گرایش بیشتری به شناسایی اشتباه مدیر دارند، زیرا ممکن است این شرکت به طور موثر توسط شرکت‌های حسابرسی بالاتر و بزرگتر دیگری حسابرسی شوند. بنابراین شرکت‌های حسابرسی بزرگ برای دفاع از شهرت خود و رفع مسئولیت قانونی محافظه‌کار خواهند بود و از استفاده از تعهدات غیرقانونی توسط مشتریان جلوگیری می‌‌کنند. شرکت‌های حسابرسی بزرگ میزان مدیریت سود را کاهش می‌دهند. طبق نظر روسمین[9](2010) موسسات بزرگ حسابرسی دارای تجارب بیشتر، فن‌آوری ،منابع انسانی و سرمایه می‌باشند که اجازه می‌دهد آن‌ها به حسابرسی‌هایی با کیفیت بالاتر بپردازند، علاوه بر این پایگاه مشتری بزرگ و نام‌های تجاری شناخته شده در سطح جهان دارند. تخصص در صنعت حسابرس به عنوان معیاری از کیفیت حسابرسی مورد توجه است. مطالعات اخیر نشان می‌دهند که شرکت‌های دارای حسابرس متخصص از کیفیت گزارشگری بالاتری برخوردارند (گل و فانگ[10]،2009). استقلال حسابرس تحت تاثیر هزینه‌های حسابرسی، پیوند اقتصادی بین حسابرسان و صاحبکاران را بهبود می‌بخشد و این هزینه‌ها (حق الزحمه حسابرس) می‌تواند استقلال حسابرس را تحت تاثیر قرار دهد. استقلال آسیب پذیر، باعث کاهش کیفیت حسابرسی و مدیریت سود بیشتر و منجر به ضعف کیفیت گزارشگری مالی می‌شود. اگر استقلال حسابرس به وسیله هزینه‌های حسابرسی اندازه‌گیری شود. یافته‌های برخی مطالعات نشان می‌دهد که وقتی حسابرسان یک حسابرسی با کیفیت خوب را تولید می‌کنند نتیجه تلاش حسابرسان می‌باشد و مدیریت سود کم‌تر احتمال دارد. بنابراین با افزایش تعداد صاحبکاران و  هزینه‌های حسابرسی، استقلال حسابرس حفظ می‌شود و رابطه هزینه‌های حسابرسی با مدیریت سود منفی است (الزوبی ،2017).                                                                                            

 

پیشینه پژوهش

حسنی و عظیم‌زاده (1396) در پژوهشی به بررسی رابطه بین کیفیت حسابرسی و مدیریت سود ناشی از اقلام تعهدی پرداختند. یافته‌ها نشان داد که شرکت‌های درگیر بحران مالی مدیریت سود کمتری داشته‌اند که توسط موسسات بزرگ حسابرسی شده‌اند.

 پاک مرام و بحری ثالث (1396) در پژوهشی به بررسی تاثیر کیفیت حسابرسی بر مدیریت سود واقعی پرداختند. نتایج حاصل نشان داد شرکت‌هایی که سهام آن‌ها برای بار اول عرضه می‌شود به دستکاری فعالیت‌های واقعی ازطریق هزینه‌های اختیاری غیر عادی دست نمی‌زنند.     

پزشکیان و حسینی ازان اخاری (1393)، در پژوهشی با عنوان بررسی رابطه مدت تصدی حسابرس با کیفیت حسابرسی، به بررسی رابطه بین دوره تصدی حسابرس در شرکت صاحبکار با کیفیت حسابرسی پرداختند. در این پژوهش که جهت آزمون فرضیه‌ها از اطلاعات حسابداری 91 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در بازه زمانی 89 الی91 استفاده شد. نتایج نشان داد بین کیفیت حسابرسی و دو متغیر اندازه و دوره تصدی حسابرس رابطه معناداری وجود دارد. امیری و مرفوع (1393)، در پژوهشی با عنوان رابطه کیفیت حسابرسی و اقلام تعهدی اختیاری با انتخاب نمونه‌ای از 102 شرکت بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1386 تا 1390 به بررسی رابطه کفیت حسابرسی و اقلام تعهدی اختیاری پرداختند. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که شرکت‌هایی که توسط موسسات بزرگ حسابرسی شده‌اند و تخصص حسابرس در آن صنعت بیش‌تر است از اقلام تعهدی اختیاری کم‌تری برخوردار است.                                                                                                       

اعتمادی و عادل آذر (1391)، در پژوهشی تحت عنوان نقش تخصص حسابرس بر مدیریت واقعی سود و عملکرد عملیاتی آتی به بررسی تعداد 115 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. در این پژوهش از رویکرد سهم بازار به منظور تعیین حسابرس متخصص و از دستکاری فروش برای اندازه گیری مدیریت واقعی سود استفاده نمودند. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد شرکت‌هایی که حسابرس آن‌ها متخصص صنعت است دارای سطح بالاتر مدیریت واقعی سود نسبت به سایر شرکت‌ها است.

الزوبی (2017) در پژوهشی با عنوان کیفیت حسابرسی، بدهی و مدیریت سود به بررسی رابطه کیفیت حسابرسی ، بدهی و مدیریت سود پرداخته است. دریافتند که کیفیت حسابرسی و بدهی کم باعث کاهش توانایی مدیریت سود و بدهی‌های بالا منجر به افزایش ریسک مدیریت سود خواهد شد. سان و فاروق[11](2013) به بررسی تاثیر متقابل حسابرسان و هیئت مدیره بر مدیریت سود و حاکمیت شرکتی پرداختند. نتایج این پژوهش نشان داد که مدیریت سود منفی با استقلال هیئت مدیره برای شرکت‌هایی که توسط حسابرسان متخصص حسابرسی می‌شوند منفی‌تر از شرکت‌هایی است که توسط حسابرسان غیرمتخصص رسیدگی می‌شوند. سولیوان و غفران[12](2017)، در پژوهشی باعنوان تاثیرکمیته حسابرسی بر کیفیت حسابرسی به بررسی اثربخشی کمیته‌های حسابرسی بر یک معیار کیفیت حسابرسی یعنی هزینه‌های حسابرسی پرداخته اند. یافته‌های این پژوهش نشان داد کمیته‌های با کیفیت بالاتر حسابرسی با سطوح بالاتری از تخصص و هزینه حسابرسی مواجه‌اند. این پژوهش در انگلستان برهزینه‌های حسابرسی 350 شرکت انجام شده است.

وانچی و لینگ [13](2011)، به بررسی رابطه بین کیفیت حسابرسی مدیریت سود واقعی در1800 شرکت طی دوره زمانی 2002تا2010 پرداختند. آن‌ها دریافتندکه حسابرسان متخصص در صنعت و حسابرسان بزرگ مدیریت سود را دچار محدودیت کرده اما حسابرسان با تصدی بالا با مدیریت واقعی سود رابطه مثبت دارند و تغییر حسابرس می‌‌تواند منجر به مدیریت سود کمترشود با توجه به ادبیات پژوهش ارائه شده، در ایران پژوهشی در مقایسه با پژوهش حاضر و با این ساختار انجام نشده است. از این حیث، موضوع حاضر می‌تواند نتایج کاربردی برای استفاده‌کنندگان بالقوه داشته باشد.                           

 

فرضیه‌های  پژوهش

باتوجه به مبانی نظری مطرح شده، فرضیه‌های این پژوهش به صورت زیر تدوین شده است:

ü     فرضیه‌ها‌ی اصلی

فرضیه اول: کیفیت حسابرسی بر مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی تاثیر منفی و معناداری دارد.

فرضیه دوم: کیفیت حسابرسی بر مدیریت سود واقعی تاثیر منفی و معناداری دارد.

ü     فرضیه‌های فرعی

فرضیه اول: دوره تصدی حسابرس بر مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی تاثیر منفی و معناداری دارد.

فرضیه دوم: اندازه حسابرس بر مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی تاثیر منفی و معناداری دارد.

فرضیه سوم: تخصص حسابرس بر مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی تاثیر منفی و معناداری دارد.

فرضیه چهارم: استقلال حسابرس مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی تاثیر منفی و معناداری دارد.

فرضیه پنجم:  دوره تصدی حسابرس بر مدیریت سود واقعی تاثیر منفی و معناداری دارد.

فرضیه ششم: اندازه حسابرس بر مدیریت سود واقعی تاثیر منفی و معناداری دارد.

فرضیه هفتم: تخصص حسابرس بر مدیریت سود واقعی تاثیر منفی و معناداری دارد.

فرضیه هشتم: استقلال حسابرس بر مدیریت سود واقعی تاثیر منفی و معناداری دارد.

 

روش شناسی پژوهش

پژوهش حاضر از نظر هدف، از نوع کاربردی است و از لحاظ طبقه‌بندی بر حسب روش، از نوع توصیفی، از جهت نوع استدلال قیاسی و از نظر ماهیت داده‌ها کمی و روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه‌ای و اسنادکاوی می‌باشد. از نظر ماهیت داده‌ها از نوع کمی می‌باشد. جامعه آماری مورد مطالعه‌ی این پژوهش، شامل شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بین سال‌های 1389 تا 1395 می‌باشد. در این پژوهش برای انتخاب نمونه، از کل داده‌های در دسترس استفاده شده است. نخست تمام شرکت‌هایی که می‌توانستند در نمونه‌گیری شرکت کنند، انتخاب شدند در نهایت کلیه شرکت‌هایی که سال مالی آن‌ها منتهی به پایان اسفند هر سال باشد، در طی دوره زمانی پژوهش تغییر سال مالی نداده باشد، در طی دوره زمانی پژوهش به طور فعال در بورس حضور داشته باشند، اطلاعات مورد نظر برای استخراج داده‌ها در دسترس باشد، این شرکت‌ها سرمایه‌گذاری و یا واسطه‌گری مالی نباشند. 118شرکت باقی مانده برای انجام آزمون انتخاب شدند و بقیه شرکت‌ها از نمونه حذف شدند. جهت تدوین مبانی نظری پژوهش و پیشینه پژوهش، از مدارک و پایان‌نامه‌های موجود در کتابخانه‌ها استفاده شده است. همچنین، از مقالات موجود در نرم افزار نمایه (حاوی مقالات نشریات داخل کشور) و پایگاه‌های جستجوی علمی در اینترنت استفاده شده است. جهت جمع‌آوری داده‌های مالی شرکت‌ها، با مراجعه به سازمان بورس اوراق بهادار تهران و سایت کدال، اطلاعات صورت‌های مالی شرکت‌ها و اطلاعات مربوط به متغیرهای مورد نظر این پژوهش‌ برای‌ دوره‌های‌ زمانی ‌7 ‌ساله‌ در قالب فایل اکسل دریافت شد. پس از آماده سازی متغیرها و انجام محاسبات لازم، برای تخمین مدل‌های رگرسیون چند متغیره از نرم افزار استتا استفاده شده است. 

                                                                                                                                                                                

مدل‌های پژوهش                                                                                     

در این پژوهش با توجه به فرضیه‌های اصلی و فرعی چهار الگوی رگرسیونی مورد استفاده قرار گرفته است. رابطه (1) مربوط به فرضیه اصلی اول و رابطه (2) مربوط به فرضیه اصلی دوم می‌باشد و روابط (3) و (4) به ترتیب مربوط به فرضیه‌های فرعی اول تا چهارم و فرضیه‌های فرعی پنجم تا هشتم است

رابطه(1):

 

 

رابطه (2):                                                  

 

رابطه(3):

 

رابطه(4):

 

جدول(1): علائم اختصاری متغیرهای به کار رفته در مدل‌های پژوهش

مدیریت سود واقعی

REM

مدیریت سود تعهدی

DAC

اندازه هیئت مدیره 

BRDSIZE

کیفیت حسابرسی

AUDQUALITY

اندازه کمیته حسابرسی

AUDSIZE

دوره تصدی حسابرس

AUDTENU

مالکیت مدیریتی

INSDOWN

اندازه حسابرس

AUDSIZE

مالکیت نهادی

INSTOWN

تخصص حسابرس

AUDSPCIAL

اندازه شرکت

FRMSIZE

استقلال حسابرس

AUDINDAF

 

متغیرهای پژوهش ونحوه اندازه گیری آن‌ها

ü      متغیرهایوابسته

مدیریت سود واقعی: پس از انجام مطالعات توسط کوهن و زاروین[14] (2010) مدیریت سود مبتنی بر فعالیت‌های واقعی به سه روش اندازه گیری می‌شود. دستکاری فروش (جریان نقد عملیاتی غیرعادی)،  تولید بیش از حد (هزینه تولید غیرعادی) و کاهش هزینه‌های اختیاری.

دستکاری فروش نشان دهنده تلاش مدیران برای افزایش فروش در طول سال با ارائه تخفیف قیمت یا شرایط اعتباری ملایم‌تر است. باقی مانده برآورد رگرسیون رابطه (5) در هر گروه سال است.

رابطه (5):

 

Cfo : جریان نقدی عملیاتی در مقیاس کل دارایی‌ها‌ی ابتدای دوره شرکت i در سال t

Asset t-1: جمع کل دارایی‌ها‌ی شرکت i در سال t-1

Sale: جمع فروش شرکت i در سال t

 :ΔSale تفاوت جمع فروش دو سال متوالی شرکت

تولید بیش از حد (Prod_res) نشان‌دهنده تلاش مدیران برای تولید کالاها‌  بیش از حد لازم برای پاسخگویی به تقاضای مورد انتظار است. با توجه به سطوح تولید بالاتر، هزینه‌ها‌ی سربار ثابت در یک تعداد زیادی از واحد پخش می‌شوند، که هزینه‌ها‌ی ثابت در هر واحد را کاهش می‌دهد. تولید بیش از حد باقی مانده برآورد شده از رگرسیون زیر در هر گروه سال است:

رابطه (6)

 

که در آن تولید (Prod) به عنوان مجموع هزینه کالاهای فروخته شده (COGS) و تغییر در موجودی کالا (ΔINV) در طول دوره تعریف شده است. COGS به شرح زیر برآورد شده است:

رابطه (7)

 

علاوه بر این، ΔINV به شرح زیر برآورد شده است:

رابطه (8)

 

مخارج اختیاری مانند تبلیغات، تعمیر و نگهداری به طور کلی در طول همان دوره هزینه می‌شوند. از این رو، شرکت‌ها می‌توانند هزینه‌های گزارش شده و افزایش درآمد را با کاهش هزینه‌های اختیاری کاهش دهند. کاهش هزینه‌های اختیاری (Disexp_res) باقی مانده برآورد شده رگرسیون زیر در هر گروه سال است:

        رابطه (9)

                                 

که در آن Disexp به عنوان مجموع هزینه‌های تبلیغات، فروش و هزینه‌های عمومی و اداری در دوره t تعریف شده است. مقدارکاهش هزینه‌های اختیاری (Disexp_res) بزرگتر نشان‌دهنده یک مقدار پایین‌تر ازمدیریت سود مبتنی بر فعالیت واقعی (REM) است.

 

مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی: در این پژوهش با توجه به اطلاعات موجود، به منظور محاسبه اقلام تعهدی اختیاری یعنی اقلامی که مدیران بر روی آنها  آزادی عمل دارند ، بر اساس رابطه  تعدیل شده جونز اقلام تعهدی غیر اختیاری از طریق فرمول (6) محاسبه  می‌شود.

  رابطه (10):

 

NDACit: اقلام تعهدی غیر اختیاری شرکت  iدرسال t

Asset t-1: جمع کل دارایی‌های شرکت i در سال t-1

∆REVit: تغییر در خالص درآمد شرکت i بین سال t-1 و t

∆ARit: تغییر در خالص حساب‌های دریافتنی شرکت i بین سال t-1 و t

PPEit: میزان اموال، ماشین آلات و تجهیزات ناخالص شرکت i درسال t

 α1 و α2و α3پارامترهای برآورد شده مختص شرکت می‌باشد و از رابطه (7) محاسبه می‌شوند.

رابطه (11):

 

در صورتی که اقلام تعهدی غیر اختیاری از جمع کل اقلام تعهدی کسر گردد، اقلام تعهدی اختیاری حاصل خواهد شد. این اقلام با استفاده از مدل تعدیل شده جونز به صورت رابطه (12) محاسبه می‌شود.

رابطه (12)

DAC=TA - NDAC

ü     متغیرها‌ی مستقل

کیفیت حسابرسی (AUDQUALITY): با توجه به پژوهش الزوبی (2017)، محاسبه این متغیر با استفاده از چهار شاخصه مهم کیفیت حسابرسی که عبارتند از دوره تصدی حسابرس، اندازه حسابرس، تخصص حسابرس در صنعت و استقلال حسابرس، از طریق آزمون مولفه‌های اصلی[15] انجام گرفته است. نتایج این آزمون در جدول زیر نشان داده شده است:

جدول(1): نتایج آزمون مولفه های اصلی

مولفه اصلی4

مولفه اصلی3

مولفه اصلی2

مولفه اصلی1

متغیرها

003682/0-

707849/0

704794/0

046925/0-

دوره تصدی حسابرس

706844/0-

000958/0-

044273/0

705982/0

اندازه حسابرس

034080/0-

705406/0-

707894/0

011228/0-

استقلال حسابرس

706538/0

036756/0-

013820/0

706585/0

تخصص حسابرس

 

دوره تصدی(AUDTENU): در این پژوهش با پیروی از پژوهش مجتهد زاده وآقایی (1383)، دوره تصدی متغیر مجازی است که اگر حسابرس بیش از 4 سال حسابرس شرکت صاحبکار باشد این متغیر برابر با یک و در غیر این صورت برابر صفر است.

اندازه حسابرس (AUDSIZE):در پژوهش با پیروی از پژوهش محمد رضایی و یعقوب نژاد (1396)، اندازه حسابرس با سازمان حسابرسی که به عنوان موسسه بزرگ و دارای اعتبار و شهرت بالا در ایران است درجه یک در نظر گرفته است و سایر موسسات حسابرس عضو جامعه حسابداران رسمی که اندازه آن‌ها نسبت به سازمان حسابرسی کوچکتر است به عنوان موسسات دارای اعتبار و شهرت پایین درجه دو در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که حسابرس شرکت ، سازمان حسابرسی باشد اندازه حسابرس برابر یک و در غیر این صورت برابرصفر است (نمازی ،1392).

تخصص حسابرس(AUDSPCIAL): در این پژوهش طبق رویکرد پالمرز برای اندازه‌گیری تخصص حسابرس در صنعت از رویکرد سهم بازار استفاده می‌گردد. مطابق با این رویکرد چنانچه سهم بازار یک موسسه حسابرسی از نسبت به دست آمده از رابطه (EA/EAT)(1/2)<*(1/IF) بیشتر باشد موسسه حسابرسی به عنوان متخصص در نظر گرفته می‌شود. در این رابطه دو مجموعه دارایی‌های تمام صاحبکاران یک موسسه حسابرسی خاص در یک صنعت خاص (EA) تقسیم بر مجموع دارایی‌های کل صاحبکاران در این صنعت (EAT) می‌شود. موسساتی به عنوان متخصص در صنعت در نظر گرفته می‌شوند که سهم بازار آن‌ها (عبارت سمت چپ) بیش ازعبارت یک برروی تعداد شرکت‌های موجود در صنعت (IF) ضرب در یک تقسیم بر دو باشد. چنانچه حسابرس در صنعت متخصص باشد این متغیر برابر یک و در غیر این صورت صفر است.سهم بازار موسسات حسابرسی برابر با مجموع فروش‌های موجود در صنعت خاص که توسط موسسه حسابرسی مورد حسابرسی قرار می گیرند تقسیم به تمام فروش‌های موجود در صنعت خاص.

استقلال حسابرس (AUDINDNAF): استقلال حسابرس در این پژوهش با پیروی از الزوبی (2017)، با  استفاده از متغیر هزینه حسابرسی اندازه گیری شده است. هزینه حسابرسی توسط نسبت هزینه حسابرسی به کل هزینه‌ها محاسبه می‌شود.

 

ü      متغیرهای کنترلی

متغیرهای کنترلی استفاده شده در این پژوهش به صورت زیر می‌باشند:

اندازه هیئت مدیره (BRDSIZE): توسط نسبت تعداد مدیران غیرموظف به تعداد کل اعضای هیئت مدیره اندازه گیری‌ می‌شود(حساس‌یگانه ، 1387).

تخصص مالی اعضای هیئت مدیره (BRDFINEXP):  متغیر مجازی است که اگر حداقل یک عضو با تخصص مالی وجود داشته باشد برابر با یک ودرغیر این صورت صفراست.

اندازه کمیته حسابرسی (AUDSIZE): این متغیر برابر با تعداد اعضای کمیته حسابرسی است که این داده از طریق سایت کدال استخراج می‌گردد.

مالکیت مدیریتی (INSDOWN): طبق پژوهش الزوبی (2017) به صورت نسبت سهام متعلق به مدیران شرکت تقسیم به کل سهام محاسبه شده است.

 مالکیت نهادی (INSTOWN): نسبت تعداد سهام در دست سهام‌داران نهادی  تقسیم به کل سهام (الزوبی،2017).

اندازه شرکت (SIZE): که برابر لگاریتم طبیعی دارایی‌های شرکت می‌باشد (حساس یگانه، 1387).

نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری (M/B): که برابر با نسبت بازار به ارزش دفتری می‌باشد.

سن شرکت (FRMAGE): برابر با فاصله بین زمان عرضه اولیه سهام شرکت با زمان کنونی می‌باشد.

بازده دارایی (ROA):برابر با نسبت سود خالص به کل دارایی‌‌ها می باشد (حساس یگانه، 1387).

جریان نقد عملیاتی (CFO): بر اساس پژوهش الزوبی (2017)، برابر با نسبت جریان نقد عملیاتی به کل دارایی‌ها است.که برای محاسبه جریان نقد عملیاتی از رابطه زیر استفاده می‌گردد:

جریان نقد عملیاتی = جریان خالص وجه نقد ناشی از فعالیت‌های عملیاتی+جریان خالص وجه نقد ناشی از بازده سرمایه‌گذاری‌ها وسود پرداختی بابت تامین مالی – سود سهام پرداختی+ مالیات بر درآمد پرداختی

 

آمار توصیفی

آماره‌های توصیفی نمایی کلی از وضعیت توزیع مشاهدات هر متغیر را ارائه می دهند. جدول2، آمار توصیفی داده‌های مربوط به متغیرهای ‌مورد استفاده در پژوهش را نشان می‌دهد. برخی از آماره‌های توصیفی از جمله میانگین، میانه و انحراف معیار و کمینه و بیشینه متغیرها نشان داده شده است. اصلی­ترین شاخص مرکزی، میانگین است که نشان دهنده مرکز ثقل توزیع است و شاخص خوبی برای نشان دادن مرکزیت داده‌ها است بیشترین مقدار میانگین مربوط به متغیر سن شرکت برابر با 59322/15 می‌باشد که نشان می‌دهد بیشتر داده‌ها حول این نقطه تمرکز یافته اند. به طور کلی پارامتر‌های پراکندگی معیاری برای تعیین پراکندگی داده‌ها از میانگین است که مهم ترین این پارامتر‌ها، انحراف معیار می‌باشد. مقدار این پارامتر برای متغیر سن شرکت 117/5 و برای متغیر هزینه حسابرسی 0222/0 می‌باشد که این دو متغیر به ترتیب دارای بیشترین و کمترین انحراف معیار هستند. 

جدول (2): نتایج آمار توصیفی متغیرهای پژوهش

بیشترین

کمترین

انحراف معیار

میانه

میانگین

تعداد

نام متغیر

7507/0

000135/0

1304649/0

2460791/0

2276568/0

826

مدیریت سود واقعی

4638631/0

0000349/0

1197324/0

0908617/0

1285905/0

826

مدیریت سود تعهدی

7214/1

8121/1-

174497/1

10233/1

3225762/0

826

کیفیت حسابرسی

1068/0

0114/0

0222047/0

0421/0

0485723/0

826

هزینه حسابرسی

857/0

2/0

1447794/0

714/0

6721489/0

826

اندازه هیئت مدیره

7

3

208857/1

5

844848/4

826

اندازه کمیته حسابرسی

2/0

01/0

0505036/0

12/0

1183608/0

826

مالکیت مدیریتی

5/0

3/0

0564418/0

4/0

4020242/0

826

مالکیت نهادی

026636/8

356504/4

5944144/0

875514/5

924895/5

826

اندازه شرکت

7481357/0

0358095/0

1171788/0

391652/0

4091544/0

826

ارزش بازار به دفتری

42

2

117448/5

15

59322/15

826

سن شرکت

7577541/0

2485719/0-

1030301/0

675568/0

876657/0

826

بازده دارایی

052221/1

0003315/0

1307451/0

1043151/0

1376885/0

826

جریان نقد عملیاتی

32/154 و  58/104                                0000/0                                                      

آماره والد

 

آمار استنباطی

ü      بررسی ناهمسانی وایانس

نتایج حاصل در جدول نشان می‌دهد که سطح معناداری آزمون والد تعدیل شده در مدل‌ها کمتر از 5 درصد است و بیانگر وجود ناهمسانی واریانس در جملات اخلال است. لازم به توضیح می‌باشد که این مشکل در تخمین نهایی با استفاده از روش حداقل مربعات تعمیم یافته رفع گردیده است.   

جدول(3): نتایج آزمون ناهمسانی واریانس

سطح معناداری

آماره آزمون

مدل پژوهش

0000/0

52/94475

مدل اول

0000/0

12/4516

مدل دوم

0000/0

1/3e+05

مدل سوم

0000/0

44/20023

مدل چهارم

 

ü      نتایج آزمون چاو و هاسمن

نتایج آزمون چاو و هاسمن، سطح معناداری آزمون کمتر از 5 درصد است و بیانگر پذیرش الگوی داده‌های تابلویی با اثرات ثابت می‌باشد.                                  

جدول(4): نتایج آزمون اف لیمر(چاو) برای مدل‌های رگرسیونی پژوهش

معناداری هاسمن

معناداری چاو

آماره آزمون هاسمن

آماره آزمون چاو

مدل‌ پژوهش

0000/0

0000/0

97/37

41/2

مدل اول

0002/0

0000/0

15/81-

12/7

مدل دوم

0453/0

0000/0

04/24

14/2

مدل سوم

0000/0

0000/0

50/93

28/6

مدل چهارم

 

نتایج آزمون فرضیه‌های اول اصلی و اول تا چهارم فرعی

طبق نتایج جدول 5، مشاهده می‌شود که متغیر کیفیت حسابرسی دارای آماره (36/4-)، ضریب منفی (0076791/0-) و سطح معناداری کمتر از 5درصد می‌باشد، از این رو می‌توان گفت کیفیت حسابرسی دارای ارتباط منفی و معناداری با مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی است و دلایل کافی برای رد این فرضیه وجود ندارد. به غیر از متغیرهای کنترلی اندازه هیئت مدیره، اندازه کمیته حسابرسی، مالکیت مدیریتی، سن شرکت، بازده دارایی و جریان نقد عملیاتی دیگر متغیرهای کنترلی دارای ارتباط معنادار با مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی هستند. آماره والد برابر با 32/154 و سطح معنادای آن کمتر از 5 درصد می‌باشد که از این رو می‌توان گفت مدل برازش شده از اعتبار کافی برخوردار است. مدل رگرسیونی سوم مربوط به فرضیات فرعی اول تا چهارم فرعی است که تاثیر منفی و معنادار متغیرهای دوره تصدی حسابرس، اندازه موسسه حسابرسی، تخصص حسابرس و استقلال حسابرس را بر مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی بررسی می‌کنند. طبق نتایج جدول 5 مشاهده می‌شود متغیرهای دوره تصدی حسابرس، اندازه حسابرس، تخصص حسابرس دارای سطح معناداری بیش از 5 درصد است. بنابراین از لحاظ آماری معنادار نیستند و در سطح اطمینان 95 درصد این متغیر‌ها رابطه معناداری با مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی ندارند و این دلیل کافی برای رد فرضیه‌های اول، دوم و سوم فرعی می‌باشد. با توجه به اینکه در این مدل سطح معناداری متغیر هزینه حسابرسی که به عنوان یکی از معیارهای اندازه‌گیری استقلال حسابرس در نظر گرفته شده است کمتر از 5 درصد است و در سطح اطمینان 95 درصد این متغیر دارای ارتباط منفی و معناداری با مدیریت سود مبتنی براقلام تعهدی می‌‌باشد، دلایل کافی برای رد فرضیه چهارم فرعی وجود ندارد.

جدول(5): نتایج آزمون فرضیات اول اصلی و اول تا چهارم فرعی (متغیروابسته: مدیریت سود مبتنی براقلام تعهدی)

سطح معناداری

Zآماره

انحراف استاندارد

ضرایب

متغیرها

0000/0

36/4-

0017608/0

0076791/0-

کیفیت حسابرسی

077/0

77/1-

0049122/0

0086758/0-

دوره تصدی حسابرس

854/0

18/0

0111063/0

002037/0

اندازه حسابرس

431/0

79/0

0113796/0

0089626/0

تخصص حسابرس

043/0

02/2

011028/0

2229351/0

استقلال حسابرس

416/0

81/0

0197654/0

0160816/0

اندازه هیئت مدیره

0000/0

68/3

0061198/0

0224907/0

تخصص هیئت مدیره

682/0

41/0-

001911/0

0007819/0-

اندازه کمیته حسابرسی

729/0

35/0

0598681/0

020742/0

مالکیت مدیریتی

023/0

27/2

0654935/0

1486261/0

مالکیت نهادی

000/0

54/7

0049753/0

0375324/0

اندازه شرکت

000/0

49/5-

0367191/0

201579/0-

ارزش بازار به دفتری

183/0

33/1-

0007401/0

0009856/0-

سن شرکت

129/0

52/1-

0312708/0

0474786/0-

بازده دارایی

116/0

57/1

023626/0

0371379/0

جریان نقد عملیاتی

                                            0000/0                         58/104و32/154

آماره والد و معنی داری

 

 

نتایج آزمون فرضیه‌های دوم  اصلی و پنجم تا هشتم فرعی

مدل رگرسیونی دوم مربوط به دو فرضیه اصلی دوم می‌باشد. در فرضیه  اصلی دوم به بررسی تاثیر کیفیت حسابرسی بر مدیریت سود واقعی در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌پردازد. طبق نتایج جدول 6 مشاهده می‌شود متغیر کیفیت حسابرسی دارای آماره (07/6-) و ضریب منفی (0117224/0-) و سطح معناداری کمتر از 5 درصد است که نشان می‌دهد کیفیت حسابرسی دارای ارتباط معنادار و منفی با مدیریت سود واقعی می باشد و دلایل کافی برای رد این فرضیه وجود ندارد. در این مدل به غیر از متغیرهای کنترلی اندازه هیئت مدیره، تخصص مالی هیئت مدیره، اندازه کمیته حسابرسی، مالکیت مدیریتی و جریان نقد عملیاتی دیگر متغیرها دارای ارتباط معنی­دار و تاثیرمستقیم با مدیریت سود واقعی هستند. آماره والد و سطح معناداری آن به ترتیب برابر با 61/116 و000/0 می باشد که نشان می دهد مدل برازش شده از اعتبار کافی برخوردار است. مدل رگرسیونی چهارم مربوط می‌شود به فرضیات فرعی پنجم تا هشتم که تاثیر متغیرهای دوره تصدی حسابرس، اندازه موسسه حسابرسی، تخصص حسابرس و استقلال حسابرس بر مدیریت سود واقعی بررسی می‌شود. طبق نتایج جدول6 مشاهده می‌شود که متغیرهای تصدی حسابرس، تخصص حسابرس و استقلال حسابرسی دارای سطح معنی‌داری بیش  از 5 درصد می‌باشند و در سطح اطمینان 95 درصد ارتباط منفی و معناداری با مدیریت سود واقعی ندارند و این دلیل کافی برای رد فرضیه‌های هفتم، هشتم و نهم فرعی است. در این مدل متغیر اندازه حسابرس دارای سطح معنی‌داری کمتر از 5 درصد می‌باشند و در سطح اطمینان 95 درصد دارای ارتباط معنادار و منفی با مدیریت سود واقعی می باشد و دلیل کافی است برای رد فرضیه ششم وجود ندارد. آماره والد برابر با 79/55 و سطح معنی داری آن برابر با 000/0 می باشد که نشان می‌دهد مدل برازش شده از اعتبار کافی برخوردار است. دراین مدل متغیرهای کنترلی اندازه شرکت، سن شرکت و جریان نقد عملیاتی و ارزش بازار به دفتری  ارتباط معنی داری با متغیر مدیریت سود واقعی دارند و دیگر متغیرهای کنترلی به دلیل سطح معنی داری بیش از 5 درصد دارای ارتباط معنادار با مدیریت سود واقعی نیستند.  

             جدول(6): نتایج آزمون فرضیات دوم اصلی وفرضیات پنجم تا هشتم فرعی (متغیروابسته: مدیریت سود واقعی)   

سطح معناداری

Z آماره

انحراف استاندارد

ضرایب

متغیرها

000/0

07/6-

0019317/0

0117224/0-

کیفیت حسابرسی

290/0

06/1

0051313/0

005435/0

دوره تصدی حسابرس

010/0

56/2-

0114837/0

0294509/0-

اندازه حسابرس

063/0

86/1

0116746/0

021712/0

تخصص حسابرس

076/0

77/1

1130326/0

2006289/

استقلال حسابرس

301/0

03/1

0197718/0

0204607/0

اندازه هیئت مدیره

678/0

41/0-

0060753/0

002521/0-

تخصص هیئت مدیره

646/0

46/0-

0020603/0

0009474/0-

اندازه کمیته حسابرسی

950/0

06/0

0572803/0

0035853/0

مالکیت مدیریتی

097/0

66/1-

0684136/0

1136859/0-

مالکیت نهادی

010/0

57/2

0057021/0

0146621/0

اندازه شرکت

000/0

60/4-

0368535/0

1694822/0-

ارزش بازار به دفتری

000/0

73/3

0007362/0

0027462/0

سن شرکت

002/0

13/3-

0317293/0

0992247/0-

بازده دارایی

106/0

61/1-

0221232/0

0357285/0-

جریان نقد عملیاتی

0000/0                                           61/116و79/55

آماره والد و معناداری

 

بحث، نتیجه گیری و پیشنهادات

در پژوهش حاضر به بررسی اثر کیفیت حسابرسی و ویژگی‌های آن بر مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی و مدیریت سود واقعی در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اراق بهادار تهران پرداخته شد. برای اندازه‌گیری کیفیت حسابرسی از چهار شاخص (دوره تصدی حسابرس، اندازه حسابرس، تخصص حسابرس و استقلال حسابرس) از طریق آزمون مولفه‌های اصلی استفاده شد. باتوجه به نتایج فرضیات اصلی این پژوهش تاثیر کیفیت حسابرسی بر مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی و مدیریت سود واقعی منفی و معنادار می‌باشد که نشان می‌دهد با افزایش کیفیت حسابرسی، مدیریت سود روند کاهشی دارد. که این نتایج مطابق با نتایج پژوهش‌های (الزوبی2017)، (لین و‌ هاوانگ،2010)، (مایرز ،2003)، (لوییت،2007) می‌باشد. براساس نتایج فرضیات فرعی، بین متغیرهای دوره تصدی حسابرس، تخصص در صنعت و اندازه موسسه حسابرسی بر مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی ار تباط معنی داری ندارند و متغیر استقلال حسابرسی دارای ارتباط منفی و معنادار با مدیریت سود مبتنی براقلام تعهدی است که منجر به افزایش کیفیت حسابرسی و کاهش مدیریت سود مبتنی براقلام تعهدی می شود و نیز متغیرهای دوره تصدی حسابرس، تخصص در صنعت و استقلال حسابرس درای ارتباط معنادار با مدیریت سود واقعی نیست و متغیر اندازه موسسه حسابرسی بر مدیریت سود واقعی ارتباط منفی و معناداری با مدیریت سود واقعی دارد که این خود موجب افزایش کیفیت حسابرسی و کاهش مدیریت سود واقعی و بالا رفتن کیفیت گزارشگری مالی می‌شود.

 

پیشنهادات مبتنی بر یافته های پژوهش

1-    با توجه به نتایج حاصل از پژوهش حاضر که ارتباط منفی بین کیفیت حسابرسی و مدیریت سود را نشان داد، به سرمایه‌گذاران و سهام‌داران توصیه می‌شود هنگام استفاده از صورت‌های مالی جهت تصمیم‌گیری در رابطه با سرمایه‌گذاری در سهام شرکت‌ها، به خدمات حسابرسی و کیفیت این خدمات توجه لازم را داشته باشند و با کسب آگاهی از کیفیت حسابرسی صورت‌های مالی حسابرسی شده توسط موسسات حسابرسی می‌توانند نسبت به وقوع برخی رویدادها از جمه دستکاری سود توسط مدیران شرکت صاحبکار در تصمیمات خود این موضوع را مد نظر داشته باشند.

2-    به مدیران شرکت‌ها توصیه می‌شود برای کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و حل مشکلات نمایندگی تاحد امکان نسبت به تهیه‌ی گزارش های مالی با کیفیت اقدام نمایند. بدیهی است حسابرسان نیز در صورت مواجه شدن با این شرکت‌ها حسابرسی‌های خود را با ریسک کمتری انجام داده و با ارائه اظهار نظرهای منطقی و معقول می‌توانند به استفاده‌کنندگان در اتخاذ تصمیم‌های سودمند کمک نمایند.

3-    انجام حسابرسی‌های با کیفیت و صورت‌های مالی که توسط موسسات حسابرسی با کیفیت بالا به عنوان یکی از ارکان نظام راهبری شرکتی می‌تواند موضوع نظارت و کنترل در شرکت‌ها را بیشتر مورد توجه قرار دهند.

4-    همچنین نتایج حاصل از این پژوهش، می‌تواند به متقاضیان خدمات حسابرسی مستقل، کمک کند تا تقاضای گزارش اثربخش و با کیفیت از حسابرسان منتخب را داشته باشند و به محتوای گزارش حسابرسی توجه ویژه ای داشته باشند..

5-    به متقاضیان حسابرسی مستقل در مقطع انتخاب حسابرس، پیشنهاد می‌شود از بین معیارهای کیفیت حسابرسی بیشتر بر اندازه موسسه حسابرسی و استقلال حسابرس یا موسسه حسابرسی طبق تعاریف مطرح شده در این پژوهش توجه داشته باشند.

6-     همچنین بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش، که ارتباط منفی بین استقلال حسابرس با مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی و اندازه حسابرس با مدیریت سود واقعی را نشان می‌دهد. به سهام‌داران، سرمایه‌گذاران، اعتباردهندگان، تحلیل‌گران مالی و دیگر ذینفعان از صورت‌های مالی شرکت‌ها پیشنهاد می‌گردد که طبق یافته‌های این پژوهش از بین معیارهای کیفیت حسابرسی به استقلال حسابرس و اندازه موسسه حسابرسی دقت داشته باشند و بر اساس اندازه‌گیری مطرح شده در این پژوهش برای این دو متغیر به عنوان معیارهای مهم کیفیت حسابرسی که برای اندازه حسابرس، سازمان حسابرسی به عنوان موسسه دارای اعتبار و شهرت بالا در ایران، درجه یک در نظر گرفته شده است و دیگر موسسات که دارای شهرت و اعتبار پایین‌تری هستند درجه دو در نظر گرفته شده است، این موضوع می تواند برای استفاده‌کنندگان مفید واقع شود، از این باب که صورت‌های مالی شرکت‌هایی که توسط سازمان حسابرسی مورد رسیدگی قرار گرفته اند از کیفیت بالاتری برخوردارند، زیرا بر اساس نتایج این پژوهش موسسات حسابرسی بزرگ‌تر از مدیریت سود واقعی و دستکاری فعالیت‌های واقعی جلوگیری می‌کند و استفاده‌کنندگان می‌توانند به نتایج گزارش‌های حسابرسی اتکاء کنند.  



[1] Jensen

[2] Healy & Wahlen

[3] Ronen & Yaari

[4] Roychowdhury

5 Francis And Krishnan

[6] Balsam  &Yang

[7] Myers & Omer

[8] Alzoubi

[9] Rusmin

[10] Gul & Fung

[11] Sun & Farooque

[12] Sullivan  & Ghafran

[13] Wuchun Chi & ling

[14] Cohen&  Zarowin

[15] Principal Component Analysis (PCA)

 

ü  امیری، محمدرضا، مرفوع، محمد، (1393)، رابطه کیفیت حسابرسی و اقلام تعهدی اختیاری. بررسی‌های حسابداری، دوره (3)، صص 38- 45.

ü  اعتمادی، حمید، آذر، عادل، (1389)، بررسی نقش تخصص حسابرس در صنعت بر مدیریت واقعی سود و عملکرد عملیاتی آتی، دانش حسابداری، دوره (1)، صص 1- 28.                                                                                                             

ü  پزشکیان، علیرضا، حسینی ازان اخاری، مهدی، (1393)، بررسی رابطه مدت تصدی حسابرس با کیفیت حسابرسی، دانش حسابرسی، دوره (67)، صص 35-26.

ü  پاک مرام، عسگر، بحری ثالث، جمال، (1396)، تاثیر کیفیت حسابرسی بر مدیریت سود واقعی، فصلنامه دانش حسابداری و حسابرسی مدیریت، دوره (23)، صص 18- 25.

ü  حسنی، محمد، عظیم‌زاده، نفیسه، (1396)، رابطه بین کیفیت حسابرسی مدیریت سود ناشی از اقلام تعهدی، پژوهش‌های نوین در حسابداری و حسابرسی، دوره (1)، صص 168- 139.

ü  حساس یگانه، یحیی، شعری، صابر، (1387)، رابطه از و کارهای حاکمیت شرکتی و اندازه شرکت با مدیریت سود، فصلنامه مطالعات حسابداری، شماره 24، صص 79- 115.

ü  سجادی، سید حسین، دلفی، مهدی، (1390)، چرخش اجباری حسابرسان: پی‌آمدهای متفاوت در شرکت‌های کوچک و بزرگ، مجله حسابدار رسمی، دوره (13)، صص 108-104.

ü  مجتهدزاده، ویدا، آقایی، پروین، (1383)، عوامل موثر برکیفیت حسابرسی مستقل و استفاده‌ گنندگان، بررسی‌های حسابداری و حسابرسی، دوره (38)، صص 53-66 .

ü  محمدرضایی، فخرالدین، یعقوب ‌نژاد، احمد، (1396)، اندازه موسسه حسابرسی و کیفیت حسابرسی: نقد روش پژوهش و ارائه پیشنهادات، پژوهش‌های حسابداری و حسابرسی، دوره (34)، صص 59- 31.

ü  نمازی، محمد، بایزیدی، انور، (1390)، بررسی رابطه بین کیفیت حسابرسی و مدیریت سود شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، تحقیقات حسابداری و حسابرسی، دوره (1)، صص90-91.

ü Alzoubi,E,(2017). Audit quality, debt financing, and earnings management: Evidence from Jorden. Journal of International Accounting, (17), 170–189.

ü CohenA. and Zarowin, P, (2010).Accrual-based and real earnings management activities around seasoned equity offerings. Journal of Accounting and Economics,(5), 2-19. 

ü Balsam. S,and Yang, J. (2003). Auditor industry specilzation and earning quality. Journal of practice & Theory, (22), 71-79.

ü Francis, J.R,and Krishnan, J. (1999), “Accounting Accruals and Auditor Reporting Conservatism”, Contemporary Accounting Research,(16), 135-166.

ü Healy, P. M., and Wahlen, J. M. (1999),” A review of the earnings management literature and its implications for standard setting”,Accounting Horizons, (13), 365–383.

ü Ghosh, A. And Moon, D. (2005). Auditor tenure and perceptions of audit quality. The Accounting Review, (2), 585–612.

ü Gul, F. A., Fung, S. Y. K. (2009). Earnings quality: Some evidence on the role of auditor tenure and auditors’ industry expertise. Journal of Accounting and Economics, (47), 265–287.

ü Levitt, A. (2007),” Standards deviation, The Asian Wall Street Journal(March),(3), 22-32.

ü Jensen, M. (1986), Agency Costs of Free Cash Flow, “Corporate Finance and Takeovers”, American Economics Review, (76), 323-339.

ü Myers, J. N., Myers, L. A,and Omer, T. C. (2003),” Exploring the term of the auditor-client relationship and the quality of earnings: A case for mandatory auditorrotation? The Accounting Review, 78,PP779–799.

ü Roychowdhury, S, (2006), “Earnings management through real Activities manipulation. Journal of Accounting and Economics,(41), 335-370.

ü Ronen, J. and Yaari, V. (2008). Earnings management insights in theory. practice and research. New York: Springer,(3), 9-11.

ü Rusmin, R. (2010). Auditor quality and earnings management: Singaporean evidence.Managerial Auditing Journal,(25),618–638.

ü Sun, L, and Farooque, O. (2013). An exploratory analysis of earnings mmanagement before and after the governance and disclosure regulatory changes inAustraliaand New Zealand. Journal accounting,(8), 18-30.

ü Sullivan. N. &.Ghafran.c.(2017). The impact of audit committee expertise on audit quality. Journal of the british accounting review,(49),578-593.

ü Wuchun, Chi. Ling Lei,. (2011),“Is Enhanced Audit Quality . Accounting Horizons,(25),83 -108.